فروع دین
فروع دین مجموعهای از اعمال است که بر یک مسلمان انجام آن واجب است. فروع دین در مقابل اصول دین ناظر بر جنبههای عملی دیانت اسلام است. این فروعات عبارتند از: نماز، روزه، زکات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تولّی و تبّری. امامخمینی درباره هرکدام از فروع دین در آثار خود به طور تفصیلی پرداخته است و نظرات و اندیشههای خود را در این موضوعات شرح داده است.
معرفی و جایگاه
فروع دین در مقابل اصول دین عبارت است از وظایف و آدابی که شارع مقدس بر مکلفان در مقام عمل و رفتار، وضع و تشریع کرده است.[۱] بخشی مهم از مجموعهٔ اعمال و رفتار عبادی در فرهنگ اسلامی با عنوان فروع دین شناخته شده که ناظر بر جنبههای عملی دیانت اسلام است.[۲] در آموزشهای معمول میان شیعهٔ امامی در شمارش این فروع نماز، روزه، زکات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تولّی و تبّری جای دارد، اما نزد مذاهب اهلسنت برخی از این فروع چندان توسعه نیافته، و بر آنها تأکید نشده است.[۳] فروع دین وظایف و تکالیفی است که پیامبر اسلام برای سعادت دنیوی و اخروی انسانها از وحی برگرفته و ابلاغ کرده است. برخی از فروع دین، رابطه انسان با خدا را در قالب قوانین و احکام بیان میکنند و وظایفی را برای او پیش میکشند؛ وظایفی همچون نماز، روزه و حج. برخی دیگر به وظایفی که انسانها در برابر یکدیگر دارند نظر دارند و روابط انسانی را تنظیم میکنند؛ مانند جهاد و خمس.[۴] فراگیری و دانستن آن بخش از فروع دین که مورد نیاز و ابتلا میباشد، مانند نماز، روزه، زکات و خمس بر هر مکلفی واجب دانسته شده است.[۵]
تقسیم آموزههای دینی به اصول و فروع دین، در قرآن و روایات شیعه و اهل سنت، وجود ندارد.[۶] وضع این دو واژه را به متکلمان نسبت میدهند.[۷]
میان اصول و فروع دین تفاوتهایی وجود دارد که عبارتاند از: الف. اصول دین از اعتقادات و ایمانیّات سخن میگویند؛ ولی فروع دین نظر به عمل انسان دارند. ب. اصول دین نیازمند یقیناند و از این رو، تقلید را برنمیتابند؛ اما فروع دین نیازمند تبلیغ و بیاناند و حکم عقل در آنها کافی نیست و از این رو تقلیدپذیرند. ج. اصول دین از مقوله إخبار و وصف کردناند؛ امّا فروع دین، انشائی و دستوریاند. د. در اصول دین اختلافی نیست؛ امّا گاه در فروع دین اختلافاتی رخ مینماید. این بدان سبب است که عمل به ظن در اصول دین روا نیست؛ ولی ظنّ معتبر گاه در فروع دین منشأ عمل میشود. ه. نسخ به فروع دین راه دارد؛ امّا در اصول دین به هیچ روی وجود ندارد.[۸]
مصادیق
فروع دین عبارتند از:
نماز
در اسلام نماز در پنج وقت صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا با اجزا و شرایط خاص واجب شده و قرآن کریم در آیات متعددی دستور به اقامه نماز[۹] و محافظت بر آن[۱۰] داده است. قرآن کریم نماز را بازدارنده از گناه و بالاترین ذکر خداوند[۱۱] و برپایی نماز را در کنار ایمان به غیب قرار داده[۱۲] و مؤمنین را به یاریطلبی از نماز در امور خود فرا خوانده است.[۱۳]
امامخمینی در آثار خود به جایگاه، حقیقت و مراتب نماز پرداخته و افزون بر بُعد فردی نماز و احکام و شرایطی که در آن دخالت دارد، به بُعد اجتماعی نماز نیز توجه کرده و برپایی نماز را به صورت جماعت، سبب وحدت کلمه در جامعه و فواید بیشماری برشمرده است.[۱۴] امامخمینی نماز را بالاترین ذکر خداوند،[۱۵] برترین عمل و بزرگترین سبب رحمت حقتعالی میداند.[۱۶] ایشان در اهمیت نماز و سبکنشمردن آن، بر این نکته تأکید میکند که باید نماز را با عشق و اقبال قلبی بهجا آورد و از سبکشمردن و برپایی آن در حال بیتوجهی و غفلت پرهیز کرد[۱۷] ایشان معتقد است این امور که صورت ظاهری نماز را تشکیل میدهند، باطنی دارند که مراعاتنکردن آن باطن اگرچه موجب باطلشدن نماز نمیشود، سبب میشود ملکوت نماز ناقص یا فاسد گردد.[۱۸]
روزه
روزه یکی از عبادات اسلامی است که در آن برای قرب به خدا از انجام دادن برخی کارها مانند خوردن و آشامیدن و آمیزش جنسی با همسر از اذان صبح تا اذان مغرب پرهیز میشود. روزه گرفتن برای پالایش روح و تهذیب نفس در بسیاری از ادیان و آیینهای پیشین مانند آیین مایاها، هندو، بودا، جَین و مانویت رواج داشته است.[۱۹] روزه در اسلام از عبادات مهم است و در احادیث، یکی از پایههای پنجگانه دین اسلام معرفی شده است. در احادیث، آثار و فضائل مادی و معنوی متعددی برای روزه (به ویژه روزه ماه رمضان) برشمرده شده است، همچون، پذیرش اعمال، استجابت دعا، آمرزش گناهان، استحقاق بهشت و نعمتهای اخروی و نجات از عذاب آخرت.[۲۰]
حج
مراد از حج در متون و منابع اسلامی، از جمله منابع فقهی، عازم شدن به سمت بیتاللّه الحرام به منظور به جا آوردن اعمال و عباداتی ویژه در زمانی خاص است.[۲۱] امامخمینی همه عبادتهای اسلامی، ازجمله حج را آمیخته با عرفان میدانست و آن را از معجزات پیامبران(ع)، بهویژه دین اسلام بهشمار میآورد.[۲۲] ایشان در بیان جنبه معنوی حج، به مسئله حضور در محضر حق و مشاهده جمال محبوب اشاره کرده، حج را سفری از خود به سوی خدا دانسته و معتقد بود با محققشدن جنبه معنوی حج، انسان به افق توحید و تنزیه نزدیک میشود.[۲۳] ایشان مناسک حج را شگفتانگیز و یکایک اعمال آن را از احرام و تلبیه تا آخر، دربردارنده اشارههای عرفانی و روحانی میدانست.[۲۴] علاوه بر بعد عبادی حج، مهمترین ابعاد دیگر آن در اندیشه امامخمینی را میتوان ابعاد معنوی، عرفانی، سیاسی و اجتماعی دانست.[۲۵] ایشان با توجه به اینکه ابراهیم(ع)، بنیانگذار حج، را بتشکن تاریخ میدانست و معتقد بود که زائر خانه خدا، پا جای پای ابراهیم (ع) میگذارد، مناسک حج را در یک منطق توحیدی بر مدار بیعت با حق و نفی شرک و طاغوت تفسیر میکرد و بر رویکرد سیاسی حج، در عین عبادیبودن آن تأکید داشت.[۲۶]
خمس
در قرآن کریم از خمس سخن رفته که به غنایم تعلق میگیرد. در فقه امامیه، غنیمت یاد شده در آیه بر پایهٔ منابع روایی بسیار توسعه داده شده، و موضوعاتی متعدد را دربر گرفته است. مهمترین این موضوعات «منفعت کسب» است که خمس را به عنوان یک مالیات عمومی در تمامی زمانها و مکانها مطرح ساخته، و در زندگی روزمرهٔ مردم جاری ساخته است؛ بدین معنا که هر مکلف باید درآمد حاصل از کسب خود را در ظرف یک سال مالی محاسبه کند و از آنچه زاید بر مصرف سالیانه، برجای میماند، یک پنجم را به عنوان خمس پرداخت نماید.[۲۷]
امامخمینی با استناد به برخی روایات که به چگونگی هزینهکردن و اداره حکومت با خمس پرداختهاند،[۲۸] هدف از تشریع خمس را مصارف حکومت اسلامی دانسته است[۲۹] تا در نهایت هدفی که برای انبیا (ع) ترسیم شده،[۳۰] یعنی برقراری نظام اجتماعی عادلانه، تحقق یابد.[۳۱] امامخمینی همانند برخی از فقها[۳۲] بر اساس ظاهر آیه ۴۱ سوره انفال و روایات،[۳۳] مصرف خمس را برای شش مورد دانستهاست: خدا، رسول (ص)، ذویالقربی، یتامی، مساکین و ابنسبیل که سه سهم اول در میان شیعه معروف به سهم امام و سه سهم دیگر معروف به سهم سادات است.[۳۴]
زکات
در قرآن کریم به عنوان یکی از نخستین دستورهای دین اسلام، دهها بار در کنار امر به اقامهٔ نماز، امر به پرداخت زکات نیز آمده است. زکات افزون بر پرداختی مالی، نوعی «تزکیه» و «پاکسازی» باطنی است. از همین روست که در نخستین برداشتها از آیات قرآنی، زکات همچون دیگر عبادات است که نیت و قصد تقرب شرط تحقق و صحت آن محسوب میگردد.[۳۵] امامخمینی بنابر اصول اسلامی، زکات را مالیاتی اسلامی معرفی کرده که در صورت رسیدن آن به فقرا، جامعه اسلامی را از فقر نجات خواهد داد.[۳۶]
جهاد
جهاد، جنگ مشروع در راه خدا و عنوان یکی از ابواب فقه اسلامی است. مهمترین مفهوم اصطلاحی این واژه در متون دینی، همانند کاربرد عام آن، گونهای خاص از تلاش است یعنی مبارزه کردن در راه خدا با جان، مال و داراییهای دیگر خود با هدف گسترش اسلام یا دفاع از آن.[۳۷]
به باور امامخمینی، جنگهای پیامبران(ع) و امامان(ع) تنها برای حفظ مکتب و انسانیت درمیگرفته[۳۸] و حکمت تشریع چنین احکامی بهناچار و مانند برداشتن غده سرطانی از بدن انسان بوده است؛ از اینرو اتهام غیر رحمانیبودن اسلام به دلیل وجود چنین تشریعی ناصواب است.[۳۹] ایشان جنگهای عالم را به دو دسته طاغوتی و توحیدی تقسیم کرده و منشأ جنگ طاغوتی را قدرتطلبی ظالمان دانسته که هدف از آن استثمار تودهها و مانند آن بوده است؛ اما هدف نهایی جنگهای توحیدی، مانند جنگهای پیامبر اکرم(ص)، برپایی نظام عدل، نجات مستضعفان و تربیت انسانها بوده است.[۴۰]
امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر، دو اصطلاح که در تفاسیر قدیم کلام الٰهی، به امر به تبعیت از حضرت محمد (ص) و دین اسلام، و نهی از کفر به خداوند و تکذیب رسول خدا (ص) و دین او تبیین شده است. میتوان گفت که امر به معروف کنشی است برای تحقق آنچه مطابق تعالیم دین و عرف دینداری آشنا و پسندیده است و نهی از منکر واکنشی است برای نابود ساختن آنچه ناآشنا و نکوهیده است.[۴۱]
امامخمینی در تبیین فلسفه وجوب امر به معروف و نهی از منکر، آن را دو اصل مهم میداند که به دنبال اصلاح همه امور است[۴۲] و هدف از آن اجرای احکام الهی و سعادت انسانهاست.[۴۳] ایشان با استناد به برخی احادیث[۴۴] آن را از والاترین و شریفترین واجبات دانستهاست که دیگر واجبات بر پایه آن استوار میشود.[۴۵] ایشان مصادیق آن را از دایره مسائل جزئی و فرعی دینی خارج ساخت و توجه مردم و علما را به منکرها و معروفهای مهم و بزرگ اجتماعی، که با اساس دین و جامعه اسلامی در ارتباط بود، جلب کرد.[۴۶] در نگاه امام، امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه خشک و خشن الهی نیست، بلکه از رشحات و تجلّیات رحمت رحیمیه خداوند است که مقصود از آن سعادتمندشدن انسانها و اجرای احکام الهی است.[۴۷]
تولی و تبری
تولی و تبری، در آیات متعددی از قرآن کریم بهکار رفته، و از آنجا وارد حوزهٔ فقه و کلام شدهاست. در این دسته از آیات، از تولّای شیطان، کافران، غیرمؤمنان، آنان که مغضوب خدایند، و کسانی که بر سر دین با مؤمنان میجنگند، نهی، و به تولّای خداوند و پیامبر (ص) و مؤمنان توصیه شدهاست.[۴۸]
پانویس
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ج۵، ص۶۷۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، «اسلام»، ج۸، ذیل مدخل.
- ↑ جمعی از نویسندگان، «اسلام»، ج۸، ذیل مدخل.
- ↑ خطیبی کوشکک و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۳۵۹.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ج۵، ص۶۷۹.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ص۲۸۲.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ص۲۸۲.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۳۵۹.
- ↑ بقره، ۴۳، ۸۳ و ۱۱۰؛ نساء، ۷۷.
- ↑ بقره، ۲۳۸.
- ↑ عنکبوت، ۴۵.
- ↑ بقره، ۳.
- ↑ بقره، ۴۵.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۸/۶۰، ۲۰۰ و ۱۷/۳۷.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱/۳۹۳.
- ↑ امامخمینی، سرّ الصلاة، ۶۴.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ۲۴–۲۵.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ۲.
- ↑ حسینی آهق، «روزه»، ج۲۰، ذیل مدخل.
- ↑ حسینی آهق، «روزه»، ج۲۰، ذیل مدخل.
- ↑ حسینی آهق، «حج»، ج۱۲، ذیل مدخل.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۳۵۳.
- ↑ شیرازی، استراتژی وحدت از منظر امامخمینی، ۲/۱۵۴.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۲۲–۲۳ و ۲۵–۲۶.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۳۵۳.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۸/۸۷–۸۸ و ۲۰/۳۱۶–۳۱۷؛ محمدی و فلاحزاده، ظرفیتهای حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امامخمینی، ۹۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، «اسلام»، ج۸، ذیل مدخل.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ۹/۴۹۰.
- ↑ امامخمینی، البیع، ۲/۶۵۷.
- ↑ حدید، ۲۵.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه، ۷۰.
- ↑ سید مرتضی، رسائل، ۱/۲۲۶؛ کاشفالغطاء، کشف الغطاء، ۴/۲۰۹.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ۹/۵۰۹–۵۱۹.
- ↑ امامخمینی، تحریر الوسیله، ۱/۳۴۴–۳۴۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، «اسلام»، ج۸، ذیل مدخل.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۸/۲۳۴.
- ↑ صرّامی، و عدالتنژاد، «جهاد»، ج۱۱، ذیل مدخل.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۸/۳۳۵–۳۳۶.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۸/۳۳۱.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۷/۵۳۰–۵۳۱ و ۱۳/۱۷۳.
- ↑ جابریزاده، «امر به معروف و نهی از منکر»، ج۱۰، ذیل مدخل.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۰/۱۱۲.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ۲۳۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۵/۵۵–۵۶.
- ↑ امامخمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۰.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه، ۱۱۸–۱۱۹؛ ورعی، امامخمینی و احیاء امر به معروف و نهی از منکر، ۱۵.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ۲۳۷.
- ↑ جابری، «تولا و تبرا»، ج۱۶، ذیل مدخل.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ شانزدهم، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، کتاب البیع، تهران، مؤسسه تنظیم …، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تحریر الوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، سرّ الصلاة (معراج السالکین و صلاة العارفین)، تهران، مؤسسه تنظیم …، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم …، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- جابریزاده، عبدالامیر، «امر به معروف و نهی از منکر»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ذیل مدخل.
- جابری، امیر، «تولا و تبرا»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۶، ذیل مدخل.
- جمعی از نویسندگان، «اسلام»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
- حسینی آهق، مریم، «حج»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- حسینی آهق، مریم، «روزه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۹۴ش.
- حر عاملی، وسائل الشیعة، محمدبنحسن، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسه آلالبیت (ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- خطیبی کوشکک، محمد و همکاران، فرهنگ شیعه، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.
- سید مرتضی، علمالهدی، علیبنحسین، رسائل الشریف المرتضی، تحقیق سیدمهدی رجایی، قم، دارالقرآن الکریم، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
- شیرازی، جلالالدین، استراتژی وحدت از منظر امامخمینی، چاپشده در مجموعه مقالات همایش اندیشه سیاسی و اجتماعی امامخمینی، قم، جامعهٔ المصطفی (ص)، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
- صرّامی، سیفاللّه، و سعید عدالتنژاد، «جهاد»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- محمدی، محسن و محمدهادی فلاحزاده، ظرفیتهای حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امامخمینی، مجله مطالعات انقلاب اسلامی، شماره ۳۳، ۱۳۹۲ش.
- کاشفالغطاء، جعفربنخضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- کلینی، محمدبنیعقوب، الکافی، تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- گذشته، ناصر، «اصول دین»، دانشنامه جهان اسلام، ج۱، تهران، مؤسسه دایرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۷۴ش.
- هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش.