پرش به محتوا

محمد ضیاءالحق

از ویکی امام خمینی
محمد ضیاءالحق
اطلاعات شخصی
ناممحمد ضیاءالحق
لقبژنرال ضیاءالحق
تولد۱۲ اوت ۱۹۲۴م (۲۱ مرداد ۱۳۰۳ش)
مرگ۱۷ اوت ۱۹۸۸م
دیناسلام
محل دفناسلام‌آباد، پاکستان
حکومت
سمترئیس‌جمهور و حاکم نظامی پاکستان
گستره حکمرانیپاکستان
آغاز حکومت۵ ژوئیه ۱۹۷۷م (۱۴ تیر ۱۳۵۶ش)
پایان حکومت۱۷ اوت ۱۹۸۸م
همزمان باانقلاب اسلامی ایران، امام‌خمینی
اقدامات مهماجرای برنامه اسلام‌گرایی سیاسی؛ اجرای قوانین مبتنی بر قرائتی از فقه اهل‌سنت؛ حمایت از مجاهدان افغان در جنگ افغانستان
پیش ازذوالفقار علی بوتو


محمد ضیاءالحق (۱۹۲۴–۱۹۸۸م)، رئیس‌جمهور و حاکم نظامی پاکستان، پس از کودتای ۱۹۷۷م قدرت را در دست گرفت و تا زمان مرگش در سانحۀ هوایی در سال ۱۹۸۸م بر این کشور حکومت کرد. دوران زمامداری او با انقلاب اسلامی ایران هم‌زمان بود.

وی پیش از پیروزی انقلاب، با هدف میانجیگری میان امام‌خمینی و رژیم پهلوی، نماینده‌ای را برای گفت‌وگو با امام به پاریس فرستاد؛ اما این تلاش ناکام ماند. ضیاءالحق در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، نظام جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت و در جریان جنگ ایران و عراق نیز برای برقراری صلح میان دو کشور تلاش کرد.

زندگی شخصی و نظامی

محمد ضیاءالحق در ۱۲ اوت ۱۹۲۴م، برابر با ۲۱ مرداد ۱۳۰۳ش، در هند متولد شد. او در خانواده‌ای مسلمان و نسبتاً فقیر رشد کرد و پس از تحصیل، در سال ۱۹۴۵م (۱۳۲۳ش) به ارتش هند پیوست. پس از استقلال پاکستان، خدمت خود را در ارتش این کشور ادامه داد و به‌تدریج مدارج نظامی را طی کرد.

وی در سال ۱۹۷۰م (۱۳۴۸ش) به‌صورت داوطلبانه به ارتش کشور اردن پیوست و از سوی شاه اردن به فرماندهی عملیات نظامی برای سرکوب نیروهای سازمان آزادی‌بخش فلسطین منصوب شد. ضیاءالحق در این عملیات از خود شجاعت نشان داد و پس از بازگشت به پاکستان، مسیر ترقی نظامی خود را ادامه داد. در سال ۱۹۷۶م(۱۳۵۵ش)، ذوالفقار علی بوتو او را به فرماندهی ستاد ارتش پاکستان منصوب کرد.[۱]

ضیاءالحق در ۵ ژوئیه ۱۹۷۷م (۱۴ تیر ۱۳۵۶ش)، در پی کودتای نظامی، دولت ذوالفقار علی بوتو را سرنگون کرد. بوتو که در جریان کودتای بدون خونریزی از قدرت کنار گذاشته شده بود، مدتی بعد به اتهام دست داشتن در قتل یک مخالف سیاسی بازداشت و سپس اعدام شد. این اقدام، راه را برای تثبیت قدرت ضیاءالحق و اجرای برنامه‌های سیاسی و ایدئولوژیک او هموار کرد.[۲]

ضیاءالحق در سال‌های حکومت خود کوشید با برگزاری یک همه‌پرسی بحث‌برانگیز، ریاست‌جمهوری خویش را با توسل به مفاهیمی چون «اعتماد به خداوند» و «حاکمیت شرع» مشروعیت بخشد. پس از اعدام بوتو و حذف رقیبان سیاسی، وی عملاً عرصه سیاست را در اختیار گرفت و تلاش کرد قوانین و مجازات‌های کشور را بر اساس قرائتی از فقه اهل‌سنت و جریان‌های سلفی تنظیم کند. اجرای مجازات‌هایی برای جرایمی همچون سرقت، زنا، شرب خمر و تهمت زنا و نیز وضع قوانین زکات، با مخالفت شیعیان پاکستان مواجه شد.[۳]

ضیاءالحق در ۱۷ اوت ۱۹۸۸م، در سانحه سقوط هواپیما در منطقه پنجاب، به همراه شماری از فرماندهان ارشد نظامی پاکستان کشته شد. درباره علت این حادثه دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده و برخی آن را مشکوک دانسته‌اند. بعدها نیز ادعاهایی درباره کشف بقایای جسد وی و وجود مقبره‌ای منسوب به او در نزدیکی مسجد فیصل اسلام‌آباد مطرح شد.[۴]

حکومت ضیاءالحق و اسلام‌گرایی سیاسی

ضیاءالحق دو هدف اساسی را دنبال می‌کرد: نخست، ایجاد یک نظام سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی و دوم، استقرار آنچه خود «نظام راستین اسلامی» می‌نامید.[۵] او برای تثبیت قدرت خود از حمایت جریان‌های اسلام‌گرا بهره گرفت و آنان را در ساختارهای دولتی و سیاسی وارد کرد. پس از کودتا، فعالیت بسیاری از احزاب سیاسی محدود یا ممنوع شد و در عین حال، گروه‌های مذهبی افراطی فرصت بیشتری برای حضور در عرصه سیاسی یافتند.[۶]

در سال ۱۹۸۱م، حکومت ضیاءالحق در مراکز آموزشی، متنی درسی با عنوان «مطالعه پاکستان» اجباری کرد تا دیدگاه‌های مورد نظر حکومت را ترویج کند. در این دوره، پذیرش «ایدئولوژی پاکستان» به یکی از معیارهای مهم در عرصه عمومی تبدیل شد. حتی برخی مؤلفه‌های ایدئولوژی پاکستان را وارد قانون اساسی کرد.[۷]

سیاست داخلی و خارجی

با به قدرت رسیدن ضیاءالحق فضای سیاسی کشور به‌شدت محدود شد و رهبران مخالف، به‌ویژه اعضای جنبش‌های سیاسی، با زندان و سرکوب مواجه شدند.[۸] در سیاست خارجی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوران حکومت ضیاءالحق، نقش فعال پاکستان در جنگ افغانستان بود. با ورود شوروی به افغانستان، پاکستان به یکی از اصلی‌ترین پایگاه‌های حمایت از مجاهدان افغان تبدیل شد. ضیاءالحق با بهره‌گیری از حمایت مالی و نظامی کشورهای غربی، زمینه آموزش و تجهیز نیروهای مجاهد افغان را فراهم کرد.[۹] به این ترتیب، جنگ افغانستان برای حکومت ضیاءالحق فرصتی برای تقویت جایگاه بین‌المللی و داخلی پاکستان فراهم آورد. در همین دوره، اسلام‌گرایی سیاسی با سیاست خارجی پاکستان پیوند خورد و گروه‌های جهادی، به‌ویژه در چارچوب جنگ افغانستان، از حمایت‌های گسترده برخوردار شدند.[۱۰]

ضیاءالحق در عین حال تلاش فراوانی داشت که هم با جمهوری اسلامی ایران و هم با عراق روابط حسنه‌ای داشته باشد. برای همین در هیأت‌های میانجی منتخب سازمان کنفرانس اسلامی که به ایران و عراق سفر می‌کردند، عضویت داشت و تلاش می‌کرد.[۱۱]

امام‌خمینی و ضیاءالحق

روابط امام‌خمینی با مردم پاکستان و دولت ژنرال ضیاءالحق را نمی‌توان جدا از پیوندهای عمیق دینی، فرهنگی و تاریخی دو ملت ایران و پاکستان و نیز جایگاه نهضت اسلامی ایران در میان مسلمانان این کشور دانست. اکثریت مسلمانان پاکستان، حضور جمعیت قابل توجه شیعیان و همسویی بخش مهمی از مردم، علما و جریان‌های سیاسی شیعه و سنی با نهضت امام‌خمینی، این کشور را به یکی از کانون‌های مهم ارتباطی انقلاب اسلامی تبدیل کرده بود. از سوی دیگر، مبارزان و نیروهای انقلابی ایران نیز از پاکستان به‌عنوان یکی از مسیرهای ارتباطی با جهان اسلام و دیگر کشورها استفاده می‌کردند.[۱۲]

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، روحانیان و طلاب شیعه پاکستانی در حوزه علمیه نجف و نیز گروه‌های مذهبی داخل پاکستان، در معرفی و حمایت از امام‌خمینی نقش داشتند.[۱۳] اسناد ساواک نشان می‌دهد که گسترش نفوذ امام‌خمینی در پاکستان، حکومت پهلوی را نگران کرده بود.[۱۴] حمایت از امام‌خمینی تنها به جریان‌های شیعی محدود نبود. بسیاری از روزنامه‌های پاکستان نیز از قیام مردم ایران و مرجعیت امام‌خمینی حمایت می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که مقامات ایرانی در آذر ۱۳۵۶، با اعتراض به دولت ضیاءالحق، از انتشار مقالات انتقادی علیه رژیم پهلوی در مطبوعات پاکستان، این اقدامات را مانعی برای گسترش روابط دو کشور دانستند.[۱۵] با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، حساسیت ساواک نسبت به تحولات پاکستان افزایش یافت. گزارش‌هایی از سوگواری شیعیان پاکستان برای شهدای ایران، شعارهای فارسی علیه رژیم پهلوی در دانشگاه کراچی و دعوت دانشجویان به همبستگی با مردم ایران و پیروی از رهنمودهای امام‌خمینی، بیانگر گسترش نفوذ نهضت در میان اقشار مختلف جامعه پاکستان بود.[۱۶]

با ورود امام‌خمینی به فرانسه در پاییز ۱۳۵۷، این ارتباط ابعاد تازه‌ای یافت. در پاکستان، هم در میان شیعیان و هم در میان اهل‌سنت، موجی از حمایت از امام و انقلاب اسلامی شکل گرفت. در برابر تلاش رژیم پهلوی برای واداشتن شماری از روحانیان پاکستانی به صدور اعلامیه در حمایت از محمدرضا پهلوی، ۳۱ تن از روحانیان سرشناس پاکستان در حمایت از برنامه‌های امام‌خمینی بیانیه صادر کردند و پس از آن نیز شماری دیگر از علما بر حمایت خود از ایشان تأکید کردند.[۱۷] در همین دوره، دعوت از امام‌خمینی برای اقامت در پاکستان نیز مطرح شد. روحانیان شیعه پاکستانی دعوت‌های متعددی از ایشان به عمل آوردند و برخی بر این باور بودند که حضور امام در پاکستان می‌تواند به تقویت جریان شیعی این کشور کمک کند.[۱۸] با این حال، امام‌خمینی با وجود علاقه و محبت به مردم پاکستان، به دلیل شرایط سیاسی حاکم بر آن کشور و وابستگی دولت پاکستان به سیاست‌های آمریکا، امکان فعالیت آزادانه و انقلابی را در آنجا مناسب نمی‌دانست.[۱۹] گزارش‌های ساواک نیز نشان می‌دهد که دولت پاکستان تا پیروزی انقلاب، سیاستی هماهنگ با غرب داشت و حتی نسبت به فعالیت‌هایی که در بلوچستان و دیگر مناطق در حمایت از امام‌خمینی صورت می‌گرفت، حساس بود.[۲۰] ازاین‌رو، مهاجرت امام به پاکستان عملاً منتفی شد، هرچند حمایت‌های مردمی و مذهبی از ایشان همچنان ادامه یافت.[۲۱]

این حمایت در میان اهل‌سنت پاکستان نیز گسترده بود. ابوالاعلی مودودی، رهبر جماعت اسلامی پاکستان، در دوران اقامت امام‌خمینی در فرانسه، با ارسال نامه از انقلاب اسلامی حمایت کرد و آن را انقلابی اسلامی دانست که یاری و همکاری مسلمانان و جنبش‌های آزادی‌بخش را می‌طلبد.[۲۲] دیگر رهبران جماعت اسلامی نیز از مبارزات مردم ایران پشتیبانی کردند.[۲۳] این زمینه‌های دینی و فرهنگی، رابطه امام‌خمینی با ژنرال محمد ضیاءالحق، رئیس‌جمهور اسلام‌گرای پاکستان، را نیز تحت تأثیر قرارداد. در آبان ۱۳۵۷، همزمان با اوج‌گیری مبارزات امام‌خمینی، یکی از وزیران دولت ضیاءالحق برای وساطت میان امام‌خمینی و محمدرضا پهلوی به پاریس رفت و با ایشان گفت‌وگو کرد. امام‌خمینی در پاسخ یادآور شد که پیش از این نیز ملک‌حسن، پادشاه مراکش، و ملک‌حسین، پادشاه اردن، پیشنهاد میانجیگری و مصالحه میان ایشان و شاه را مطرح کرده‌اند، اما مسئله رژیم پهلوی موضوعی قابل مصالحه و وساطت نیست؛ زیرا محمدرضا پهلوی در میان مردم پایگاهی ندارد و طی بیش از سه دهه، کشور را به استبداد، غارت و جنایت کشانده است. از نگاه امام، ملت ایران با قیام خود در پی دستیابی به حقوق اولیه خویش، یعنی آزادی و استقلال، بود.[۲۴] در عین حال، دولت پاکستان با مشاهده نشانه‌های پیروزی ملت ایران، در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ نظام جدید اسلامی ایران را به رسمیت شناخت و کاردار سفارت پاکستان نامه ضیاءالحق درباره به رسمیت شناختن نظام جدید را به مهدی بازرگان، رئیس دولت موقت، تقدیم کرد.[۲۵]

پیروزی انقلاب اسلامی بر سیاست داخلی و خارجی دولت پاکستان به رهبری ضیاءالحق تأثیر گذاشت و ضیاءالحق که پیش از آن برنامه‌هایی برای اسلامی‌کردن ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پاکستان اعلام کرده بود، پس از انقلاب اسلامی این سیاست‌ها را با شتاب بیشتری دنبال کرد.[۲۶] اگر چه اختلاف دیدگاه درباره تحولات افغانستان و برخی مسائل منطقه‌ای در مقطعی روابط دو کشور را تا سطح کاردار کاهش داد.[۲۷] اما در عین حال، دولت پاکستان در تحریم اقتصادی ایران از سوی غرب مشارکت نکرد و در جنگ ایران و عراق نیز موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کرد. از سال ۱۳۶۰، با مذاکرات میان دو کشور، روابط تهران و اسلام‌آباد رو به گسترش نهاد و به سطح مبادله سفیر بازگشت.[۲۸]

در جریان جنگ ایران و عراق، پاکستان برای تسهیل ورود کالا به ایران، بندر کراچی را در اختیار ایران قرار داد. ضیاءالحق نیز در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰، سه بار همراه با دیگر سران کشورهای اسلامی برای میانجیگری میان ایران و عراق به تهران سفر کرد.[۲۹] هیئت پاکستانی در نخستین سفر با امام‌خمینی دیدار کرد و در جریان یکی از جلسات، هنگام فرارسیدن وقت نماز ظهر، امام برای اقامه نماز برخاست و سران کشورهای حاضر نیز به ایشان اقتدا کردند.[۳۰] وزیر خارجه وقت پاکستان نیز در همین چارچوب به ایران سفر کرد و در کنفرانس طائف مواضعی همسو با ایران در جنگ اتخاذ کرد. در مقابل، ایران نیز مدت بازپرداخت وام‌های اعطایی به پاکستان را تمدید کرد.[۳۱]

پس از پیروزی انقلاب، ارتباط مستقیم مردم و علما و شخصیت‌های سیاسی و مذهبی پاکستان با امام‌خمینی نیز افزایش یافت. ابوالاعلی مودودی در ۱۱ اسفند ۱۳۵۷ همراه گروهی از پاکستانی‌ها با امام دیدار کرد.[۳۲] مودودی نیز پس از این دیدار با ارسال نامه‌ای از امام تشکر کرد و امام در پاسخ، عظمت اسلام و مسلمانان را خواستار شد.[۳۳] سران دولتی پاکستان نیز از سوی ضیاءالحق چندین بار با امام‌خمینی دیدار و گفتگو کردند و امام‌خمینی سفارش‌هایی دربارۀ وضعیت شیعیان پاکستان داشت.[۳۴]

اوج این مناسبات را می‌توان در نامه‌نگاری مستقیم امام‌خمینی و ضیاءالحق در سال ۱۳۵۸ مشاهده کرد. ضیاءالحق در نامه‌ای، مودت و همبستگی مردم پاکستان را با انقلاب اسلامی ایران اعلام کرد و امام‌خمینی در پاسخ، همبستگی دو ملت ایران و پاکستان را موجب مسرت دانست و بر ضرورت وحدت ملت‌های اسلامی تأکید کرد؛ وحدتی که باید به اندازه‌ای باشد که هیچ دولت بیگانه‌ای امکان سلطه بر کشورهای اسلامی را نیابد. ایشان همچنین با اشاره به پیشینه تاریخی، ملی و به‌ویژه اسلامی مشترک دو ملت، بر حفظ روابط دو کشور بر پایه احترام متقابل تأکید کرد و خواستار ادامه مذاکرات میان دولت‌های ایران و پاکستان شد.[۳۵]

در ۱۱ آذر ۱۳۵۸ نیز امام‌خمینی در دیدار با افسران پاکستانی که در بازگشت از حج با ایشان دیدار کردند، سرنوشت جهان اسلام را با انقلاب اسلامی ایران مرتبط دانست و مبارزه ایران با آمریکا را مبارزه اسلام و کفر توصیف کرد. ایشان مسلمانان را به ایستادگی در برابر آمریکا و عوامل آن فراخواند و بر روحیه شهادت‌طلبی ملت ایران تأکید کرد.[۳۶]

پانویس

  1. «ضیاءالحق، ISI و گسترش تروریسم»، چشم‌انداز ایران، ص۴۴؛ «محمد ضیاءالحق»، سایت پاکستان‌نما.
  2. «ضیاءالحق، ISI و گسترش تروریسم»، چشم‌انداز ایران، ص۴۴ـ۴۵.
  3. «ضیاءالحق، ISI و گسترش تروریسم»، چشم‌انداز ایران، ص۴۴.
  4. «محمد ضیاءالحق»، سایت پاکستان‌نما.
  5. «ضیاءالحق، ISI و گسترش تروریسم»، چشم‌انداز ایران، ص۴۴.
  6. «دولت ضیاءالحق مصداق بارزحکمرانی ایدئولوژی محور در پاکستان»، سایت سی وی لیکا.
  7. «دولت ضیاءالحق؛ مصداق بارز حکمرانی ایدئولوژی‌محور در پاکستان»، سایت سی‌وی‌کا.
  8. «دولت ضیاءالحق: مصداق بارز حکمرانی ایدئولوژی‌محور در پاکستان»، سایت سی‌وی‌کا.
  9. «دولت ضیاءالحق: مصداق بارز حکمرانی ایدئولوژی‌محور در پاکستان»، سایت سی‌وی‌کا.
  10. «محمد ضیاءالحق»، سایت پاکستان‌نما.
  11. «کشته شدن ژنرال محمد ضیاءالحق رئیس‌جمهور پیشین پاکستان»، سایت دلگرم.
  12. محتشمی‌پور، خاطرات سیاسی، ج۲، ص۹۳.
  13. امرایی، انقلاب اسلامی ایران، ص۲۴۸ـ۲۴۹.
  14. سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۴۵۸، ۵۲۴، ۵۳۸ و ۶۲۳ـ۶۲۴.
  15. بایگانی مؤسسه مطالعات، سند ۷۷/۱۸/۲۷۲.
  16. سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۵۳۵ـ۵۳۶ و ۵۹۶.
  17. سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۶۴۲ـ۶۴۵.
  18. سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۴۶۴ـ۴۶۵ و ۶۵۱.
  19. سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۴۶۴ـ۴۶۵.
  20. سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۴۶۵.
  21. سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۴۶۶، ۶۵۵ و ۶۶۰.
  22. یزدی، شصت سال، ج۳، ص۵۳۳؛ امرایی، انقلاب اسلامی ایران، ص۲۵۲.
  23. یزدی، شصت سال، ج۳، ص۵۳۴ـ۵۳۵؛ امام‌خمینی، صحیفه، ج۵، ص۴۴۱.
  24. امام‌خمینی، صحیفه، ج۴، ص۱۲۱ـ۱۲۳.
  25. دفتر مطالعات سیاسی، پاکستان، ص۳۰۸؛ فلاح‌زاده، آشنایی با کشورهای اسلامی، ص۷۵.
  26. دفتر مطالعات سیاسی، پاکستان، ص۳۰۸؛ فلاح‌زاده، آشنایی با کشورهای اسلامی، ص۷۵.
  27. دفتر مطالعات سیاسی، پاکستان، ص۳۰۸.
  28. دفتر مطالعات سیاسی، پاکستان، ص۳۰۸؛ فلاح‌زاده، آشنایی با کشورهای اسلامی، ص۷۵.
  29. دفتر مطالعات سیاسی، پاکستان، ص۳۰۹.
  30. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۱۶۱؛ توسلی، مصاحبه، ج۳، ص۱۰۳.
  31. دفتر مطالعات سیاسی، پاکستان، ص۳۰۹.
  32. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۹۴.
  33. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۰۷.
  34. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۰۷ و ۳۱۷.
  35. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۴۲۳ـ۴۲۴.
  36. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۰۴ـ۱۰۷.

منابع

  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، چاپ پنچم، ۱۳۸۹ش.
  • امرایی، حمزه، انقلاب اسلامی ایران و جنبش‌های اسلامی معاصر، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، به نقل از مقاله شیخ محمد شریعت اصفهانی نوشته سمانه بایرامی، مجله مطالعات تاریخی، شماره ۲۴، ۱۳۸۸ش.
  • توسلی، محمدرضا، مصاحبه، چاپ‌شده در پابه‌پای آفتاب، تدوین امیررضا ستوده، تهران، پنجره، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
  • دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، پاکستان، تهران، وزارت امور خارجه، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • سیر مبارزات امام‌خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
  • فلاح‌زاده، محمدهادی، آشنایی با کشورهای اسلامی(۵) پاکستان، تهران، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  • محتشمی‌پور، سیدعلی‌اکبر، خاطرات سیاسی، تهران، خانه اندیشه جوان، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
  • یزدی، ابراهیم، شصت سال صبوری و شکوری، خاطرات دکتر ابراهیم یزدی، (۱۱۸ روز در نوفل لوشاتو)، تهران، کویر، ۱۳۹۸ش.
  • «ضیاءالحق، ISI و گسترش تروریسم»، چشم‌انداز ایران، شماره ۵۰، تیر و مرداد ۱۳۸۷ش.
  • «دولت ضیاء الحق مصداق بارزحکمرانی ایدئولوژی محور در پاکستان»، سایت سی وی لیکا؛
  • «کشته شدن ژنرال محمد ضیاء الحق رئیس جمهور پیشین پاکستان»، سایت دلگرم؛
  • «محمد ضیاءالحق»، سایت پاکستان‌نما.

نویسنده: محسن آقایی قمصری