نفس مطمئنه
نفس مطمئنه نفس مطمئنه؛ به معنای حالتی از نفس میباشد که در آن به جهت پیروی از عقل و دوری از گناه، به اطمینان و آرامش رسیده باشد. امامخمینی در آثار خویش با توجه به آیات الهی و روایات به بحث از نفس مطمئنه، جایگاه، حقیقت و آثار آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه نفس مطمئنه نفس مطمئنه در اصطلاح اخلاقی و دینی به معنای حالتی از نفس است که در آن به جهت پیروی از عقل و شریعت و دوری از گناه، به اطمینان و آرامش رسیده باشد. (طباطبائی، المیزان، ج۲، ص۲۸۵؛ فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج۵، ص۱۶؛ مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۵؛ مصباح یزدی، آیین پرواز، ص۲۷). یکی از مباحث مهم اخلاقی و سلوکی بحث از نفس مطمئنه است. انسان یک حقیقت درهم تنیده چند ساحتی است. از یک نظر، یک جنبه الهی دارد و یک جنبه مادی، در ساحت عِلویاش، فطرتی دارد سراسر آکنده از نور، کمال و میل به عروج. و در ساخت سفلیاش طینتی دارد که از مزاج و طبایع پدید آمده و با خواص، آثار وا حکام اجزا و عناصر مادی عجین شده است. علمای اسلامی ساحتی از نفس را که جنبه سفلی و ذو مراتب دارد و با آن به سوی عالم ماده روی میآورد و برای افعالش از آن استفاده میکند، نفس میگویند که با طی مراحل میتواند به نفس مطمئنه برسد. (کاشانی، تأویلات، ج۲، ص۹۷؛ ج۲، ص۳۷۰؛ اصطلاحات الصوفیه، ص۱۱۶؛ میرصادقی، تحلیل صد منزل عرفانی،۶۳). در آیات الهی و روایات به بحث نفس مطمئنه اشاره شده است. علمای اخلاق و مفسران اسلامی بر اساس برخی آیات الهی نظیر «یا أیتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة» (فجر: ۲۷-۲۸) و بر اساس حرکت ارتقایی انسان و پشت بازدن به عوالم طبیعی و حیوانی و سیر در ملکات الهی به بحث از جایگاه، حقیقت، ویژگی و آثار نفس مطمئنه پرداختهاند. (قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۴۲۲؛ منتظری، اسلام دین فطرت، ج۱، ص۳۱۷؛ فرغانی، مشارق الدراری، ص۳۴۸-۳۵۰؛ بقلی شیرازی، تفسیر عرائس البیان فی حقایق القرآن، ج۳، ص۵۰۶؛ کلینی الکافی، ج۲، ص۱۲۷؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶، ص۱۹۶؛ صدوق، ثواب الاعمال، ص۱۲۳). امامخمینی نیز در آثار خویش با توجه به آیات الهی و روایات به بحث از نفس مطمئنه، جایگاه، حقیقت و آثار آن پرداخته است. (امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۷۲ و ۴۱۵؛ صحیفه امام، ج۱۴، ص۲۰۶؛ آداب الصلاة، ص۱۶۱ و ۱۴۳؛ سرّ الصلاة، ص۱۰۲؛ شرح چهل حدیث، ص۵۹۱؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۴۳).
حقیقت نفس مطمئنه به باور اندیشمندان اسلامی، نفس مطمئنه نفسی است که صاحب آن به عقاید حقه و ثواب و عقاب اطمینان یافته و آرامش دارد. نفس مطمئنه در مرحله بالاتر از نفس اماره و نفس لوامه قرار دارد. در نفس اماره انسان به گناه میل دارد و گرایش شدید به دنیا و لذات دنیوی دارد. ناآرامیهای انسان مرتبط با همین نفس میباشد. (اسکافی، التمحیص، ص۷۱؛ ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۵۹؛ قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۷۲؛ گیلانپور، حقیقت انسان در عرفان عملی، ص۶۴؛ خواجه نصیر، اخلاق ناصری، ج۱، ص۴۱) و در نفس لوامه انسان به خاطر گناهانش نکوهش میشود. این امر نشان دهنده آن است که با خواستههای شهوی و غصبی مقابله میشود. در واقع در این مرتبه از نفس در عین آنکه خواهشهای نفسانی هست، اما انسان در مقابل نفس اماره میایستد. ( کاشانی، شرح منازل السائرین، ص۱۲۳؛ گیلانپور، حقیقت انسان در عرفان عملی، ص۶۵) امّا انسان با رسیدن به نفس مطمئنه به آرامش و اطمینان میرسد. در این مرحله هر خُلق ناپسندی که در گذشته ملکه سالک بوده است، پاک شده و اخلاق نیکو جای آن مینشیند؛ ازاینرو، نور ایمان از قلب به سوی نفس تابیده و سالک توفیق انجام اعمال صالح را دارد. (کاشانی، تأویلات کاشانی، ج۲، ص۳۱۴؛ فیض کا شانی، محجة البیضاء، ج۵، ص۱۶). امامخمینی نیز در بیان حقیقت نفس مطمئنه با استناد به آیه «یا ایّتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة» معتقد است سالک بعد از آنکه از نفس امّاره که به سوی بدیها و زشتی تمایل دارد عبور کرد و همچنین از مرحله نفس لوامه گذشت و خود را با دستورات دینی و شریعت و مواظبت بر مقامات سلوکی معالجه کرد (امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۰۷-۲۰۸ و ۲۵۸؛ اوج معرفت، ص۴۵۴)، این لیاقت را مییابد که رجوع به ربّ کند؛ زیرا صاحب نفس مطمئنه مخاطب شده به رجوع به رب خود است که به تمام تعینات و حدود مبرّا است و ثمره آن داخل شدن به جنت لقاء الله است. (امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۴۱۵). به اعتقاد ایشان نفس مطمئنه نفسی است که هیچ خواهش و آرزویی ندارد و زمانی این مرحله محقق میشود که انسان به کمال مطلق برسد و کمال مطلق وقتی است که فقط خدا باشد و غیر او نباشد و هیچ توجهی به عالم کثرات، عالم طبیعت حتی عالم غیب نیز نداشته باشد. به باور امامخمینی هرگاه سالک قلب خود را به طور کامل به حقتعالی بسپارد، قلب او نورانی میشود، بگونهای که این نورانیت از قلب به سایر قوای باطنی و اعضای ظاهری او سرایت میکند و در این صورت قلب الهی و لاهوتی میشود و حقتعالی در تمام مراتب ظاهر و باطن او تجلی میکند در این حال در قلب او آرامش و طمأنینه حاصل میشود. (امامخمینی، سرّ الصلاة، ص۱۰۲؛ شرح چهل حدیث، ص۵۹۱؛ آداب الصلاة، ص۱۴۳ و ۱۶۱؛ صحیفه، ج۱۴، ص۲۰۶-۲۰۹).
راههای دستیابی به نفس مطمئنه علمای اخلاق و اهل معرفت برای رسیدن به نفس مطمئنه راههای متعددی نظیر توکل، ریاضت و یقین برشمردهاند و معتقدند که هرچه این امور بیشتر قوت یابد نفس بیشتر به سکون و آرامش میرسد. (نراقی، معراج السعاده، ص۲۳۱؛ مکی، قوت القلوب، ج۲، ص۶۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۷، ص۴۰۷). امامخمینی نیز در آثار خویش به برخی راههای دستیای به نفس مطمئنه را اشاره کرده است. ایشان یکی از اسباب طمأنینه را شرح صدر میداند که سبب میشود انسان به کمال، مال، جمال و مقام خود اهمیت ندهد و این امور در نظرش بزرگ و مهم نباشند، خود این امر موجب میشود نفس شایستگی انس با خداوند پیدا و به مقام طمأنینه برسد. همچنین یکی از راههای رسیدن به مقام طمأنینه توجه به القائات رحمانی است و خالی کردن قلب از حب و جاه و شرف میباشد. یکی دیگر از راههای دستیابی سالک به مقام نفس طمأنینه، تقرب به واسطه انجام نوافل و فرائض است؛ زیرا دست و زبان و دیگر اعضای سالک الهی شده و در پی آن طمأنینه در قلب انسان پدید میآید و سالک به نفس مطمئنه میرسد. (امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۴۰۰ و ۵۹۱؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۳۷).
منابع: • ابنشعبه حرانی، حسنبنعلی، تحف العقول، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ق. • اسکافی، محمدبنهمام، التمحیص، قم، مدرسه الامام المهدی، بیتا. • امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش. • امامخمینی، سیدروحالله، سرّالصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۷۸ش. • امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش. • امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش. • امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش. • بقلی شیرازی، روزبهان، تفسیر عرایس البیان فی حقائق القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۸م. • صاحبی، باقر، اوج معرفت، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۸ش. • صدوق، محمدبنعلی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، نشر رضی، ۱۳۶۸ش. • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق. • طوسی، خواجه نصیر، اخلاق ناصری، تهران، نشر علمیه اسلامیه، ۱۴۱۳ق. • فرغانی، سعیدالدّین، مشارق الدراری، مقدمه و تصحیح سیدجلالالدّین آشتیانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۹ش. • فیض کاشانی، محسن، محجة البیضاء، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۳ش. • قمی، علیبنابراهیم، تفسیر قمی، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق. • کاشانی، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیه، تصحیح مجید هادیزاده، انتشارات حکمت، تهران،۱۳۸۱ش. • کاشانی، عبدالرزاق، تأویلات کاشانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۶م. • کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، تحقیق بیدارفر، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۸۵ش. • کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق. • گیلانپور، محمدحسین، حقیقت انسان در عرفان عملی با تکیه بر آراء کاشانی، فصلنامه حکمت عرفانی، ۱۳۹۴ش. • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق. • مصباح یزدی، محمدتقی، آیین پرواز، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی، ۱۳۹۹ش. • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۹ش. • منتظری، حسینعلی، اسلام دین فطرت، قم، انتشارات سایه، ۱۳۸۷ش. • میرصادقی، سیدقاسم، تحلیل صد منزل عرفانی بر مبنای لایههای بطونی انسان، در اندیشه ملاعبدالرزاق کاشانی، فصلنامه حکمت عرفانی، ۱۳۹۱ش. • نراقی، احمد، معراج السعادة، قم، نشر هجرت، ۱۳۷۸ش.
نویسنده: باقر صاحبی