وجود ذهنی
وجود ذهنی به معنای وجودی است که از اشیا در ذهن انسان ایجاد میشود. در حکمت متعالیه به وجود ذهنی، وجود ظلّی نیز گفته میشود؛ زیرا در طول مراتب وجود قرار دارد و هیچ گاه در مقابل وجود خارجی قرار نمیگیرد. امامخمینی در آثار خویش به بحث وجود ذهنی توجه داشته و معتقد است میان حکمای اسلامی در بیان حقیقت وجود ذهنی اختلاف نظر وجود دارد. ایشان به برخی اشکالات وجود ذهنی پرداخته و بنا بر روش حکمت متعالیه، مشکل وجود ذهنی را از طریق ربّ النوع و مُثل افلاطونی حل کرده است.
اهمیت و جایگاه وجود ذهنی
وجود ذهنی در اصطلاح فلسفه به معنای وجودی است که از اشیا ذهن انسان ایجاد میشود.[۱] وجود ذهنی از مسائل مهم فلسفی است. این بحث به عنوان چیستی و ویژگیهای علم و ادراک سابقه طولانی دارد.[۲]، اما عنوان وجود ذهنی در مقابل وجود خارجی، بحثی است که نخستین بار در کتب ابنسینا و پیروان او مطرح شده است.[۳] اما کسی که نخستین بار به طور مستقل مسأله وجود ذهنی را در مقابل وجود خارجی مطرح کرد فخر رازی بود.[۴] ملاصدرا نیز درباره وجود ذهنی نوآوریهای قابل توجهی داشته است در حکمت متعالیه به وجود ذهنی، وجود ظلی نیز میگویند؛ زیرا در طول مراتب وجود قرار دارد و هیچ گاه در مقابل وجود خارجی قرار نمیگیرد.[۵]
امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث وجود ذهنی توجه داشته و معتقد است میان حکما در بیان حقیقت وجود ذهنی اختلاف نظر وجود دارد. ایشان به برخی اشکالات وجود ذهنی پرداخته و بنابر روش حکمت متعالیه مشکل وجود ذهنی را از طریق ربّ النوع و مثل افلاطونی حل کرده است.[۶]
انطباق وجود ذهنی
هر صورت ذهنی با واقعیتی از واقعیتهای هستی انطباق دارد؛ ازاینرو علم عین آگاهی و انکشاف معلوم است. فلاسفه پیشین انطباق را همان وحدت ماهوی ذهن و خارج میدانند؛ اما ملاصدرا بنابر اصالت وجود، انطباق را به واقعیت علم ارجاع میدهد.[۷] امامخمینی بحث انطباق علم به معلوم و بحث موجود ذهنی را با دو مسلک و طریق بررسی می کند:
۱- قیام حلولی: مشهور حکما قائل به حلول صورتها در نفس و ذهناند و علم را کیف نفسانی میدانند.[۸]
۲- قیام صدوری: ملاک علم حضور است و قیام صدوری به نفس دارد. به باور امامخمینی صورتهای ذهنی نزد نفس، معلوم بالذات میباشند و به واسطه مطابقت و تطابق صورتهای ذهنی با صورتهای خارجی، به خارج بالعرض علم پیدا میکند ولی چون صورتهای ذهنی مخلوق و معلول نفس هستند، خود بدون وساطت چیزی معلوم بالذات نفس و عین علم نفس میباشند.[۹] بنابر نظر امامخمینی، صورت ذهنی، کاشف از واقع و فانی در واقع است، نه خود واقع؛ یعنی معلوم بالذات است نه معلوم بالعرض و شیء خارجی. امامخمینی به پیروی از حکمت متعالیه، مشکل فلسفه مشاء در ارتسام اشباح خیالیه را حلول آنها در نفس میداند، اما اگر به نحو قیام صدوری به نفس قائل بودند، مشکلی در کار نبود.[۱۰]
امامخمینی به موجب این معیار که ماهیت برتر، وجودی است که واجد اصل و مبدأ آثار ماهیت است، معتقد است که صورت ذهنی، لازم نیست عوارض آن را تجرید نماید، بلکه ذهن ماهیت معلوم را با توجه به یک نحوه وجودی اعلی و اشرف با تمام عوارض و صفات تصور میکند. یعنی در همان عالم بالا و برتر عوارض و صفات را بطور تجردی دارد، همچنان که اصل وجودش تجرد دارد. این وجود برتر و اعلی اگر به عالم طبیعت تنزل کند، همین انسانی میشود که دارای کم و کیف است؛ بر این اساس معقول هرشی، همان ماهیت آن شیء است که با این وجود مجرد متحقق است. پس صورت معقوله تجرید و تقشیر نیست بلکه ارتقا و ترقی وجودی است.[۱۱]
اشکالات وجود ذهنی
در باب وجود ذهنی و نیز درباره مسائل مربوط به لزوم اجتماع جوهر و عرض و اندراج مقولات در مقوله کیف اشکالهای فراوانی مطرح شده است. فلاسفه اسلامی برای واقعیت علم، بیش از یک ماهیت قائلاند؛ زیرا آنان از یک طرف در مقام بیان ماهیت علم، آن را نوعی کیف نفسانی معرفی کرده و از سوی دیگر، با تحلیل انطباق به این نتیجه رسیدهاند که علم به هر شیء همان ماهیت آن شیء است. در این صورت، لازم میآید هر موجودی دو ماهیت داشته باشد و در بیش از یک مقوله مندرج باشد، در حالی که این امر محال است. دشواری پاسخ به این اشکالها موجب شده آرای متنوعی در باب وجود ذهنی پدید آید.[۱۲] از جمله این اشکالات عبارتند از:
- آنچه در نفس در هنگام ادراک اشیا حاصل میشود، ماهیتش معلوم نیست تا در مقوله معلوم مندرج باشد، بلکه تنها نوعی کیف نفسانی است و تنها در مقوله کیف نفسانی مندرج است.[۱۳]
- علم و صورت معلوم، متحد نیستند بلکه دو واقعیت متغایرند.[۱۴] امامخمینی همسو با حکمت متعالیه معتقد است تمام این آراء باطلاند و در این زمینه به برخی اشکالات وجود ذهنی پرداخته و با بررسی اقوال و آراء به این محذور که حکما تصورات را کیف نفسانی و در عین جوهر بودن، عرض نیز میدانند، پاسخ داده است.[۱۵] امامخمینی بر این باور است که برخی تسلیم اشکال شده و علم را از مقوله اضافه دانستهاند و منکر وجود ذهنی، شدهاند و برخی متکلمان نیز برای حل این مشکل با انکار وجود ذهنی بر این اعتقادند که آنچه در هنگام ادراک اشیا در نفس و ذهن موجود میشود، صورت آنها نیست بلکه شبح آنهاست. برخی از فلاسفه نیز موجود ذهنی را به نحو ارتسام دانستهاند و میان وجود ذهنی و وجود خارجی فرق قائل میباشند.[۱۶]
امامخمینی طبق روش حکمت متعالیه مشکل وجود ذهنی را از طریق رب النوع و مُثل افلاطونی حل کرده است و معتقد است رب النوع با وحدتش جامع تمام کمالات افراد است و به همه افراد به صورت کلیت و قومیت احاطه دارد و براساس این مطلب بر هر فردی انطباق دارد. انسان به عنوان عالم صغیر، عالم کبیر در سراسر قامت وجودی اوست، به طوری که اگر انسان باز و بسط داده شود، با عالم کبیر منطبق خواهد بود. پس هرچه در عالم کبیر است در عالم صغیر نیز میباشد و انسان هرچه میداند، آن را از مطالعه ذات و وجود خود میفهمد، بدون آنکه به خارج از عالم کبیر راهی داشته باشد و از طرفی چون خارج مثل اوست؛ ازاینرو خارج به وسیله او کشف میشود، یعنی نفس انسانی با خلاقیت خود مثل آنچه در خارج است، در خود خلق میکند و چون نفس آن صورت خلق شده را در خود میبیند گویا خارج را دیده است. بنابراین علم به ربّ النوع مستلزم علم به افراد است.[۱۷]
پانویس
- ↑ طباطبائی، نهایة الحکمه، ص۴۵-۴۶؛ مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج۵، ص۱۶۱؛ ج۹، ص۲۳۳.
- ↑ کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج۱، ص۱۷۱-۱۹۲.
- ↑ ابنسینا، التعلیقات، ص۳۷ و ۷۳؛ بهمنیار، التحصیل، ص۴۸۹؛ سهروردی، مجموعه مصفات، ج۱، ص۱۶۳ و ۲۰۰، ابوالبرکات بغدادی، المعتبر، ج۳، ص۱۲ و ۱۹.
- ↑ شبانی، وجود ذهنی از منظر فلاسفه بزرگ اسلامی، ص۸۶-۱۰۳؛ فخر رازی، المباحث المشرقیه، ج۱، ص۴۱.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۱، ص۲۶۶؛ الشواهد الربوبیه، ص۲۶ و ۳۰؛ سبزواری، شرح المنظومه، ج۲، ص۱۵۰؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص۱۰۱-۱۰۲.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۶۱۴؛ ج۳، ص۲۴-۲۵؛ انوار الهدایه، ج۱، ص۹۱-۹۲؛ تهذیب الاصول، ج۲، ص۳۰۹-۳۱۰؛ تنقیح الأصول، ج۳، ص۲۷.
- ↑ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص۱۰۸-۱۱۲؛ عبودیت، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، ج۲، ص۵۲-۵۷.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۴۵؛ انوار الهدایه، ج۱، ص۹۱-۹۲؛ تهذیب الاصول، ج۱، ص۳۰۹-۳۱۰.
- ↑ امامخمینی، تقریر است فلسفه، ج۲، ص۱۶۸-۱۶۹؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۳۳۷.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۶۱۴؛ تنقیح الاصول، ج۳، ص۳۷.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۴-۲۵؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۳۳۷-۳۳۸.
- ↑ خواجه نصیر، تلخیص المحصل، ص۱۵۵-۱۵۷؛ ملاصدرا، سه رساله فلسفی، ص۲۲۰؛ مفاتیح الغیب، ص۱۱۱؛ الحکمة المتعالیه، ج۴، ص۲۵۱-۲۵۴؛ عبودیت، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، ج۲، ص۱۳۴.
- ↑ ملاصدرا، الحاشیة علی الهیات، ص۱۲۶؛ عبودیت، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، ج۲، ص۱۳۴.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۱، ص۲۸۲-۲۸۷.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۱۱.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۴۸۵؛ ج۱، ص۳۸۳.
- ↑ امامخمینی، ج۳، ص۱۱-۱۳.
منابع
- ابنسینا، حسینبنعبدالله، التعلیقات، قم، مرکز النشر الاسلامی، ۱۳۶۳ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، انوارالهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تنقیح الاصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی،۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تهذیب الأصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۱ش.
- بغدادی، ابوالبرکات، المعتبر فی الحکمة، اصفهان، دانشگاه اصفهان، ۱۳۷۳ش.
- بهمنیار، مرزبان التحصیل، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۹۴ش.
- سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، تصحیح طالبی، نشر ناب، ۱۴۲۲ق.
- سهروردی، شهابالدّین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح هانری کربن، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- شبانی، مرتضی، وجود ذهنی از منظر فلاسفه بزرگ اسلامی، مجله تخصصی علوم اسلامی، ۱۳۸۳ش.
- صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
- طباطبائی، محمدحسین، نهایة الحکمة، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ۱۴۲۷ق.
- عبودیت، عبدالرسول، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، تهران، نشر سمت، ۱۳۸۰ش.
- فخر رازی، محمدبنعمر، المباحث المشرقیة، قم، بیدار، ۱۴۱۱ق.
- کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۹۴۶م.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۹ش.
- ملاصدرا محمدبنابراهیم، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح سیدجلال آشتیانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
- ملاصدرا محمدبنابراهیم، سه رساله فلسفی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحاشیه علی الهیات شفاء، قم انتشارات بیدار؛ ۱۳۷۸ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، مفاتیح الغیب، تصحیح خواجوی، تهران، مؤسسه تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
نویسنده: باقر صاحبی