حاملان عرش
حاملان عرش گروهی از ملائکه الهی و برخی از اولیای الهیاند که تدبیرات الهی را بر دوش دارند. امامخمینی به بحث از عرش و حاملان عرش پرداخته و برای هر یک از معانی عرش حاملان خاصی قائل میباشد و حاملان عرش را در مواردی ملائکه، انبیای الهی، امامان معصوم(ع) و اسما و صفات الهی میداند و با رویکرد عرفانی و فلسفی، تفسیری خاص و بطونی از جایگاه و موطن حاملان عرش ارائه میدهد که در کتب دیگر عارفان دیده نشده است.
اهمیت و جایگاه حاملان عرش
حاملان عرش در اصطلاح دینی و تفسیری گروهی از ملائکه الهی و برخی از اولیای الهیاند که تدبیرات الهی را بر دوش دارند.[۱] موضوع عرش و حاملان آن یکی از مباحث مهم و پیچیده در حوزه معارف دینی است که در برخی آیات الهی به آنها اشاره شده است. در روایات نیز به حاملان عرش و تعداد آنها اشاره و تصریح شده فرشتگان حامل عرش در حال حاضر چهار تن هستند؛ امّا در روز قیامت این تعداد به هشت تن خواهد رسید. تنوع معنایی که برای مفهوم عرش وجود دارد، زمینه ایجاد دیدگاههای گوناگون از سوی مفسران اسلامی، پیرامون مراد از حاملان عرش الهی، پدید آمده است.[۲]
امامخمینی نیز بحث از عرش و حاملان عرش، حقیقت و جایگاه آنها پرداخته و برای هر یک از معانی عرش حاملان خاصی قائل میباشد و حاملان عرش را در مواردی ملائکه، انبیاء الهی، امامان معصوم و اسمای الهی میداند و با رویکرد عرفانی و فلسفی، تفسیری خاص و بطونی از جایگاه و موطن حاملان عرش ارائه میدهد که در کتب دیگر عارفان دیده نشده است.[۳]
مراد از حاملان عرش
حاملان عرش گروهی از فرشتگان و اولیای الهی هستند که وظیفهای جز حمل عرش الهی را ندارند. در معارف دینی به حاملان عرش اشاره شده است: «و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذٍ ثمانیة»؛[۴] البته مراد از حمل عرش در قرآن و روایات حمل ظاهری نیست، بلکه حمل معنوی است. مفسران اسلامی و عارفان به تبع آیات الهی و روایات برای عرش حاملانی قائلاند. آنان ملائکه، انبیای الهی و امامان معصوم(ع) را حاملان عرش معرفی کردهاند.[۵]
امامخمینی نیز با استناد به برخی آیات الهی نظیر: «الرحمن علی العرش استوی»،[۶] به بیان ماهیت و چیستی حاملان عرش پرداخته و با رویکردی عرفانی و فلسفی، تفسیری خاص و باطنی از موطن حاملان عرش ارائه میدهد که در کتب دیگر عارفان دیده نشده است. ایشان برای هر یک از معانی عرش حاملی خاص قائل است و معتقد است مراد از حاملان عرش آن نیست که آنها عرش را بر دوش گرفته باشند، بلکه مراد این است که تدبیر عرش و قبض و بسط امور عالم مُلک بر عهده آنهاست و آنان به عالم مُلک، مالکیت قهری دارند.
امامخمینی باتوجه به معنای متعدد عرش معتقد است در باب عرش و حَمَله آن اختلافاتی است. حتی در ظواهر برخی روایات نیز اختلاف است، هر چند به حسب باطن اختلافی نیست. ایشان بر این باور است یکی از معانی عرش حضرت واحدیت است که مستوای و حدّ استوای فیض اقدس است که در لسان قوم و عرفا دیده نشده است و حَمَله آن چهار اسم از امهات اسماء الهیاند. همچنین یکی دیگر از معانی عرش، فیض مقدس و مستوی اسم اعظم است. که این معنا هم در کتب عارفان دیده نشده است.[۷]
بنابراین، اگر مراد از عرش، حضرت واحدیت باشد، امهات اسما که اول، آخر، ظاهر و باطناند، حاملان این عرش میباشند. امّا اگر عرش به معنای فیض مقدس در نظر گرفته شود، رحمن و رحیم و ربّ و مالک حامل این عرشاند. ولی اگر از عرش ماسویالله اراده شود، حاملان آن اسرافیل، جبرئیل، مکائیل و عزرائیل میباشند؛ باطن میکائیل، موکل ارزاق است و اسم رحمان، باطن اسرافیل که نفخ صور و بسط ارواح بر عهده اوست و اسم رحیم، باطن جبرئیل(ع) است که موکل بر تعلیم و تکمیل موجودات و اسم مالک، باطن عزرائیل است که موکل بر قبض ارواح میباشد. به باور امامخمینی اگر عرش به معنای علم فعلی حقتعالی باشد، حاملان آن حضرت نوح(ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع)، و چهار نفر از کمّل امت محمدی میباشند؛ یعنی رسول الله(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع).[۸]
پانویس
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۳۴۶؛ الطباطبائی، المیزان، ج۸، ص۱۵۸؛ بیدسرخی، تحلیل حقیقت عرش و مراد از حاملان آن، ص۳۷-۳۸.
- ↑ حر عاملی، جواهر السنیه، ص۳۳۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۵۴؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۲۱؛ مجلسی، مرآة العقول، ج۲، ص۸۰؛ صدوق الاعتقادات، ص۴۶؛ فخر رازی، تفسیر الکبیر، ج۲۷، ص۴۸۷؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۱۴۹.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۷۳-۲۷۴؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۰-۵۱؛ مصباح الهدایه، ص۶۵۸؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۰-۳۱.
- ↑ حاقه: ۱۷.
- ↑ صدوق، الاعتقادات، ص۴۶؛ طباطبائی، الرسائل التوحیدیه، ص۱۲۱؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۱۴۹؛ ملاصدرا، شرح اصول الکافی، ج۳، ص۳۶۳، حسنزاده آملی، ممدالهمم، ج۳، ص۵۰۴.
- ↑ طه: ۵.
- ↑ آداب الصلاة، ص۲۷۲-۲۷۳؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۰-۵۱.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۷۳-۲۷۴؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۰-۵۱.
منابع
- ابنعربی، محییالدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، مصباح الهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۶ش.
- بیدسرخی، علی، تحلیل حقیقت عرش و مراد از حاملان آن، فصلنامه پژوهشهای قرآنی، ۱۳۹۸ش.
- حر عاملی، حسن، جواهر السنیه، تهران، انتشارات دهقان، ۱۳۸۰ش.
- حسنزاده آملی، حسن، ممد الهمم، تهران، سازمان انتشارات، وزات فرهنگی ارشاد اسلامی، ۱۳۹۴ش.
- صدوق، محمدبنعلی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
- صدوق، محمدعلی، الاعتقادات، تهران، نشر علیه اسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالعلوم، ۱۳۷۹ق.
- فخر رازی، محمدبنعمر، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، شرح اصول کافی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۰ش.
نویسنده: باقر صاحبی