پرش به محتوا

سیدمهدی طباطبایی

از ویکی امام خمینی
سیدمهدی طباطبایی
اطلاعات فردی
نام کاملسیدمحمدمهدی طباطبایی شیرازی
نسباز سادات طباطبایی
تاریخ تولد۱۵ آبان ۱۳۱۵ش
زادگاهرفسنجان
تاریخ وفات۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ش
محل دفنقم
خویشاوندان
سرشناس
سیدمحمدرضا سعیدی
اطلاعات علمی
استادانشیخ هاشم قزوینی
محل تحصیلقم، مشهد
سایرخطیب و استاد اخلاق اسلامی در تهران
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسیحمایت از فدائیان اسلام؛ فعالیت در نهضت اسلامی؛ نماینده دوره‌های دوم، سوم و هفتم مجلس شورای اسلامی؛ سرپرستی زندان قصر؛ دادستانی کل انقلاب مازندران
اجتماعیکمک مالی به طلاب نیازمند؛ فعالیت در امور خیر؛ فعالیت در بنیاد مستضعفان


سیدمحمدمهدی طباطبایی شیرازی (۱۳۱۵ـ۱۳۹۷ش) معروف به سیدمهدی طباطبایی، روحانیِ مجتهد و خطیب و استاد مشهور اخلاق اسلامی تهران بود. او در دهۀ سی از گروه فداییان اسلام به رهبری نواب صفوی پشتیبانی می‌کرد. طباطبایی از همان آغاز نهضت در سال ۱۳۴۱ش ارتباط نزدیکی با نهضت اسلامی و رهبری آن داشت. پس از تبعید امام‌خمینی نیز از طریق نامه با ایشان مرتبط بود. چند باری نیز در نجف و پاریس به دیدار ایشان رفت. از کمک مالی به انقلابیون دریغ نمی‌کرد. پس از پیروزی انقلاب نیز پست‌های گوناگونی داشت. ازجمله، سه دوره نمایند مجلس بود. همچنین در مناسبت‌های گوناگون، در برنامه‌های تلویزیونی صدا و سیما به بحث‌های اخلاقی می‌پرداخت.

زندگی شخصی و علمی

سیدمحمد مهدی طباطبایی شیرازی، معروف به سیدمهدی طباطبایی اواخر سال ۱۳۱۲ش در رفسنجان زاده شد؛[۱] اما در شناسنامه، سال‌روز تولدش ۱۵ آبان ۱۳۱۵ ذکر شده است.[۲] خاندان وی از سادات طباطبایی است[۳] و به دلیل نسبتی که جدش با میرزای شیرازی داشت، پسوند شیرازی نیز گرفتند.[۴]

پدر سیدمهدی، سیدمحمدحسین، از نجف به مشهد مهاجرت کرد؛ اما پس از واقعۀ مسجد گوهرشاد، از مشهد به رفسنجان رفت.[۵] اجداد پدری و مادری سیدمهدی طباطبایی همه روحانی بودند.[۶] پدرش هم در میان‌سالی برای ادامۀ تحصیل، به سال ۱۳۲۷ش همراه خانواده به قم رفت و در محلۀ یخچال قاضی، روبروی خانۀ امام‌خمینی در منزل اخوان مرعشی ساکن شدند.[۷]

سیدمهدی طباطبایی که خواندن و نوشتن را تا حدودی در مکتبخانه‌های رفسنجان آموخته بود، در قم نیز به مکتب رفت.[۸] سه سالی قم بودند؛ اما پدرش که دل در گرو مشهد داشت، دوباره آهنگ آنجا کرد و راهی مشهد شدند. سیدمهدی دروس عربی و مقدمات را در مشهد آغاز کرد[۹] و از جمله نزد شیخ هاشم قزوینی درس اخلاق و خودسازی فرا گرفت.[۱۰] او در کنار تحصیل و کار طلبگی، به کارهای اقتصادی و تجاری، حتی کشاورزی علاقه داشت و انجام می‌داد. برای همین وضع مالی‌اش خوب بود و دستی هم در کارهای خیر داشت و به طلاب نیازمند کمک می‌کرد. تاآنجاکه برخی از آنها را خانه‌دار کرد.[۱۱] سال ۱۳۴۹ به‌دلیل شهادت شوهر خواهرش، سیدمحمدرضا سعیدی در زندان رژیم شاه و تنها ماندن خانوادۀ وی، به‌ناچار به تهران کوچ کرد.[۱۲] با استقرار در تهران به کارهای طلبگی، ازجمله اقامۀ نماز در مسجد موسی بن جعفر(ع) و رسیدگی به کارهای مردم ادامه داد.[۱۳]

سیدمهدی طباطبایی سرانجام پس از تحمل یک دوره بیماری، در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ درگذشت و پیکرش پس از تشییع در قم دفن شد.[۱۴]

کنشگری سیاسی و مبارزاتی

سیدمهدی طباطبایی از دوران نوجوانی، رویدادهای اجتماعی و سیاسیِ پیرامونی خود را پیگیر و علاقه‌مند بود. برای همین با گروه فدائیان اسلام و نواب صفوی آشنا بود. او را در مشهد از علاقه‌مندان و حامیان فدائیان اسلام می‌شناختند. برای همین در جریان اختلافات انتخابات دورۀ شانزدهم مجلس شورای ملی که فدائیان اسلام هم نامزد داشتند و سیدمهدی هم از آنها حمایت می‌کرد، برای اولین‌بار در مشهد به‌دست اطلاعات شهربانی بازداشت و به زندان قزل‌قلعه تهران منتقل شد. آنجا بود که با چهره‌های تازه‌ای از مبارزان و مخالفان حکومت آشنا گردید.[۱۵] پس از چند ماه از زندان آزاد و به مشهد بازگشت و با استقبال پرشوری از سوی مراجع، علما، حوزۀ علمیه و مردم مشهد روبرو شد.[۱۶] بعداز این، سیدمهدی شهرت سیاسی پیدا کرد و تا رویدادهای سال ۱۳۴۱ کم‌وبیش در فعالیت‌های سیاسی بود. اما از سال ۴۱ و آغاز مبارزات روحانیت به رهبری مراجع، به‌ویژه امام‌خمینی، طباطبایی نیز به‌گونۀ رسمی و عملی کنشگری‌های سیاسی خود را آغاز نمود و همراه و همگام با علمای مبارز قم و تهران به نهضت پیوست و به گونه‌ای رابط بین علمای مشهد و قم شد.[۱۷]

سیدمهدی در سال ۴۲ نیز به ارتباط خود با مبارزان قم و تهران و امام‌خمینی ادامه داد و در جریان ۱۵ خرداد سال ۴۲ در مشهد بازداشت و زندانی شد.[۱۸] پس از آزادی به تهران رفت و در آنجا با امام‌خمینی ملاقات کرد.[۱۹] وقتی امام‌خمینی آزاد شده و به قم بازگشت، سیدمهدی باز هم به دیدار ایشان شتافت. در همین دیدار بود که امام‌خمینی از طباطبایی کتاب حکومت اسلامی نواب صفوی را خواست و ایشان هم به سختی از مشهد تهیه کرد و برای ایشان فرستاد.[۲۰]

سیدمهدی در ماه محرم و صفر سال ۵۲ نیز بازداشت و زندانی شد؛[۲۱] با این‌همه پس از آزادی، در سال‌های ۵۳ و۵۴ در تهران منبر و سخنرانی‌های تأثیرگذاری داشت.[۲۲] تااین‌که بنابر سفارش امام‌خمینی،.[۲۳] به کارهای منسجم علمی روی آورد و منبرهایش را بر محور تفسیر قرآن پیش برد.[۲۴] وی در سال‌های میانۀ دهۀ پنجاه و شتاب‌گیری انقلاب، دوباره جلسات سیاسی مشهد را راه انداخت و منبرهایش در تهران و مشهد را گسترده‌تر و سیاسی‌تر کرد.[۲۵] به‌ویژه پس از جریان مقالۀ توهین‌آمیز ۱۷ دی ۵۶ روزنامه اطلاعات به امام‌خمینی، سخنرانی‌هایش جنبۀ اعتراضی گرفت و به تظاهرات خیابانی تبدیل شد.[۲۶]

با پیروزی انقلاب، سیدمهدی در سمت‌های گوناگونی که با روحیاتش جور درمی‌آمد، فعالیت کرد. او مخالف اعدام‌های اول انقلاب بود. برای همین روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب قضاوت دادگاه‌های سران نظام را نپذیرفت و حضوری از امام‌خمینی پوزش خواست.[۲۷] وی بعدها نیز برخی از کارهای قضایی و نظامی، مثل فعالیت در کمیته‌ها را نپذیرفت.[۲۸] در عین حال، سیدمحمد بهشتی به اجبار حکم دادگاه صنفی را برایش اعلام کرد و وی مدتی در آنجا فعالیت کرد.[۲۹] چنان که بعدها نیز پذیرفت که با حضور در قوه قضائیه به تنظیم قوانین و تربیت قضات بپردازد.[۳۰] وی همچنین بعدها سرپرستی زندان قصر، دادستانی کل انقلاب مازندران و نمایندگی مجلس را برعهده گرفت.[۳۱] سیدمهدی وقتی کارهای اجرایی را کنار نهاد، چون خطیب و استاد مشهور اخلاق اسلامی تهران بود، به مناسبت‌های گوناگون در برنامه‌های تلویزیونی به بحث‌های اخلاقی می‌پرداخت. وی نمایندۀ دوره‌های دوم، سوم و هفتم مجلس شورای اسلامی نیز بود.[۳۲]

سیدمهدی در پیوند با امام‌خمینی

سیدمهدی طباطبایی از سال ۱۳۲۷ش که همراه خانواده به قم کوچ کرده و در محلۀ یخچال قاضی، روبروی خانه امام‌خمینی، در منزل اخوان مرعشی ساکن شدند؛ با امام‌خمینی آشنا شد.[۳۳] این آشنایی کم‌کم بیشتر گشته و به علاقه و همگامی و همراهی رسید. به‌گونه‌ای که از همان آغاز نهضت در سال ۱۳۴۱، امام‌خمینی به سیدمهدی اعتماد داشت. تاآنجاکه همان سال او را چندین بار به قم خواست تا دیدگاه مراجع و علمای مشهد را از زبان او بشنود یا پیام و نامه‌ای برساند.[۳۴]

در مشهد یکی از روحانیونی که پیگیر عملی شدن خواسته‌ها و فرمان‌های امام‌خمینی بود، سیدمهدی طباطبایی بود. به‌ویژه این‌که خود تاجر بود و وضع مالی خوبی داشت و از پس هزینه‌های مبارزه و رفت و آمد با هواپیما هم برمی‌آمد.[۳۵] او در مشهد تلاش بسیاری می‌کرد تا با تشکیل جلسه‌های پیاپی با علما، از امام‌خمینی پشتیبانی کند.[۳۶] پس از تبعید امام‌خمینی نیز تلاش کرد که نام ایشان زنده بماند و فراموش نگردد. برای همین در منبرها و جلسات از او یاد می‌کرد.[۳۷] او همچنین برای طلاب انقلابی که نظر داشتند در نجف ملحق به امام‌خمینی شوند، گذرنامه و توشۀ سفر آماده می‌کرد.[۳۸] تااین‌که خودش هم طاقت نیاورد و چند ماه پس از ورود امام‌خمینی به نجف، به بهانۀ زیارت آهنگ عراق کرد و به دیدار ایشان شتافت.[۳۹] وی سال‌های بعد نیز چندین بار به دیدار امام‌خمینی رفت،[۴۰] و هنگامی هم که در مشهد بود، اگر از خاندان امام‌خمینی کسی به مشهد می‌آمد، میزبانی و خدمت می‌کرد.[۴۱] وی به صورت کلی یکی از منابع مالی انقلاب در دهۀ چهل و پنجاه بود.[۴۲] هنگامی که امام‌خمینی به‌ناچار از عراق بیرون آمد و به پاریس رفت، سیدمهدی، بااین‌که ممنوع‌الخروج بود؛ ولی با واسطه و به بهانۀ پیگیری طلب‌های تجاری خود، از ایران خارج شد و در پاریس به دیدار امام‌خمینی رفت و پس از بازگشت ایشان به ایران، سیدمهدی در ۱۴ بهمن با هواپیمای حامل خانواده امام‌خمینی به ایران برگشت.[۴۳] و در اولین فرصت در مدرسۀ رفاه به دیدار امام‌خمینی رفت.[۴۴] چنان که در سال‌های بعد نیز چندین بار به‌گونۀ خصوصی و خانوادگی به دیدار امام‌خمینی رفتند.[۴۵]

سیدمهدی طباطبایی، پیش از پیروزی انقلاب و پس از آن چندین اجازه‌نامه از امام‌خمینی دریافت کرد. نخست اجازه‌نامه در امور حسبیه و شرعیه به تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۴۹ش[۴۶] و دومین اجازه‌نامه ۹ تیر ۱۳۵۱ش. مربوط به پاسخ نامه در مورد اجازه اخذ و ارسال وجوه شرعی است.[۴۷] سومین اجازه نیز به تاریخ ۷ شهریور ۱۳۵۷ش راجع به مصرف وجوهات شرعی است.[۴۸] چهارمین اجازه‌نامه نیز پس از پیروزی انقلاب، هنگامی که سیدمهدی سرپرست بنیاد مستضعفان بوده به ایشان شد. امام‌خمینی در این اجازه‌نامه، در پاسخ به درخواست ایشان اجازه داده‌اند که از اراضی شهری و دارایی‌های مصادره شده خاندان پهلوی، جهت خانه‌سازی برای محرومان استفاده گردد.[۴۹]

در طول دوران حضور امام‌خمینی در نجف، نامه‌های بسیاری در موضوعات گوناگون بین امام‌خمینی و سیدمهدی طباطبایی نوشته شد. از نامه‌های وصول وجوهات گرفته تا نامه‌های احوال‌پرسی.[۵۰] در یکی از پاسخ‌های امام‌خمینی به نامۀ ایشان آمده است: «از جنابعالی امید دعای خیر دارم.... اینجانب بحمداللَّه تعالی سلامت هستم مزاجاً، ولی ناراحتی‌های روحی بسیار است. امید است خداوند اصلاح فرماید.»[۵۱] امام‌خمینی همچنین در ۲۳ فروردین ۵۲ نیز طی نامه‌ای به سیدمهدی طباطبایی جویای حال خانواده سیدمحمدرضا سعیدی شده است که در زندان به‌دست ساواک به شهادت رسیده بود.[۵۲] امام‌خمینی در ۲۳ اسفند سال ۱۳۵۶ نیز از گم شدن یکی از نامه‌های طباطبایی و بی‌پاسخی آن نامه، از ایشان عذرخواهی کرده و نوشته‌اند: «اولاً... از این‌که نامه به واسطه بعضی جهات مفقود شده معذرت می‌خواهم، اگر مطلبی بوده که باید جواب دهم ثانیاً مرقوم فرمایید.».[۵۳]

پانویس

  1. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۴.
  2. «سید محمدمهدی طباطبایی شیرازی». مجلس شورای اسلامی.
  3. طباطبایی، نسب‌نامه خاندان طباطبایی، ص۲۸ـ۳۷.
  4. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۳.
  5. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۳.
  6. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۴ـ۵.
  7. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۷.
  8. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۷.
  9. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۱۵.
  10. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۲۰.
  11. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۱۵۲ و ۲۶۴ـ۳۶۵.
  12. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۳۶۴ـ۳۶۵.
  13. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۳۷۵، ۳۸۲ و....
  14. «حجت‌الاسلام والمسلمین طباطبایی دعوت حق را لبیک گفت»، خبرگزاری تسنیم؛ «حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی طباطبایی استاد محبوب اخلاق درگذشت»، ایران آنلاین.
  15. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۲۹ـ۳۴.
  16. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۳۵»۳۶.
  17. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۴۵ـ۵۱ و ۵۴ـ۵۶.
  18. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۸۱.
  19. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۹۵.
  20. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۸۳ـ۸۴.
  21. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۴۵۴.
  22. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۴۵۷ و ۴۸۹.
  23. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص ۴۷۴.
  24. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۴۷۷ـ۴۷۸.
  25. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۵۳۱ـ۵۳۳.
  26. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۵۳۷ و۵۴۸.
  27. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۲، ص۳۲ـ۳۳.
  28. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۲، ص۴۰ـ۴۱.
  29. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۲، ص۴۳ـ۴۴.
  30. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۲، ص۵۳ و ۵۷.
  31. «جدال محافظه‌کاری و انقلابی‌گری»، ماهنامۀ اندیشه پویا. ش ۵۳، ص۵۰.
  32. «سیدمحمدمهدی طباطبائی شیرازی»، مجلس شورای اسلامی؛ «شرح کامل زندگی مرحوم سیدمهدی طباطبایی: از همراهی با فدائیان اسلام تا برخورد با بنی‌صدر»، خبرگزاری تسنیم.
  33. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۷.
  34. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۵۱ـ۵۲ و ۶۱ـ۶۲.
  35. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۶۱، ۷۵، ۷۹ و....
  36. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۱۴۸ـ۱۵۰.
  37. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۱۶۵ـ۱۷۰.
  38. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۱۷۳ـ۱۷۶.
  39. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۱۷۶.
  40. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۱۹۵.
  41. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۲۰۳.
  42. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۱، ص۲۴۵ـ۲۵۱.
  43. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۲، ص۳ـ۴.
  44. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۲، ص۵.
  45. طباطبایی، اخلاق و مبارزه، ج۲، ص۸۹ـ۹۰.
  46. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۲، ص۳۰۴.
  47. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۲، ص۴۳۴.
  48. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۳، ص: ۴۵۲.
  49. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۱۸، ص۵۲۶.
  50. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۲۰، ۳۲۷، ۳۳۵، ۳۸۴، ۴۸۹، ۴۹۶، ۵۰۲؛ ج۳، ۳۵۷، ۴۱۹، ۴۲۹؛ ج۱۹، ص۱۷۵.
  51. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۲، ص۴۸۹.
  52. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۲، ص۴۹۶.
  53. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۳، ۳۵۷.

منابع

نویسنده: محمد رجائی‌نژاد