کوری قلب
کوری قلب، به معنای نوعی فقدان بصیرت به همراه ضلالت و جهالت است که سبب محرومیت از معارف الهی میگردد. امامخمینی کوری قلب را فقدان بصیرت میداند و در آثار خویش به عوامل، چیستی، آثار و ویژگیهای آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه کوری قلب
کوری قلب در اصطلاح دینی به معنای نوعی فقدان بصیرت به همراه ضلالت و جهالت است که سبب محرومیت از معارف الهی میگردد.[۱]
یکی از مباحث مهم اخلاقی و سلوکی که عدم توجه به آن سبب میشود انسان از معارف و تجلیات الهی محروم گردد، کوردلی و ضلالت قلب است. مفسران و علمای اخلاقی با استناد به آیات الهی و روایات به بحث کوری قلب، جایگاه آن در بحثهای سلوکی، آثار، ویژگیها و درمان آن پرداختهاند.[۲] امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث از کوری قلب، چیستی، عوامل آن، آثار و ویژگیهای آن پرداخته است.[۳]
چیستی کوری قلب
کوری قلب در متون دینی، نوعی فقدان بصیرت است. شخص کور فردی است که از نعمت تعقل و تفکر محروم و حقایق را درک نمیکند، ندیدن و درک نکردن حقایق چه جاهلانه و چه جاحدانه، مانند حجابی عمل میکند که انسان را از رشد و تعالی معنوی دور میکند؛ ازاینرو انسانی که اسیر نفس اماره شده، قلب خود را از مزاج اعتدال کور و محروم ساخته و استعداد و کمالات خود را به صورت امراض قلبی به رذائل مبدل کرده و نسبت به حقائق نابینا میباشد.[۴]
امامخمینی نیز در بیان چیستی و حقیقت کوری قلب با استناد به آیه: «و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی و اضلّ سبیلاً»[۵] و «ومن لم یجعل له نوراً فما له من نورٍ»[۶] معتقد است کسی که ظلمت عالم طبیعت سراسر قلب او را فرا گرفته، نمیتواند حقایق الهی را درک کند و فاقد بصیرت قلبی شده است. چنین کسی نوری از معارف باطنی ندارد و همه هستی را به امور مادی و ظاهری تفسیر میکند، بناباین، نداشتن نور الهی مانع از سلوک و عروج ربانی شده بلکه سلوک چنین شخصی که قلبش کور شده به سوی شیطان است.[۷] به اعتقاد امامخمینی، اگر در قلب سالک کدورتی حاصل شود و از مقام قرب الهی و معارف الهی دور شود و به عالم طبیعت و دنیا نزدیک شود، کم کم کدورت عالم طبیعت بر قلب او اثر کرده، آن را ظلمانی و کور میکند و این مرض قلبی روز به روزافزوده میشود تا آنجا که از معارف الهی به طور کلی محروم میشود.[۸] امامخمینی درمان اینگونه امراض را با توجه به برخی آیات الهی، تصفیه و تزکیه نفس از ناپاکیهای عالم طبیعت و توجه و تأمل در مقاصد قرآن میداند.[۹]
پانویس
- ↑ فعالی، معرفتشناسی در قرآن، ص۱۲۲-۱۲۳؛ طباطبائی، المیزان، ج۱۷، ص۲۷۷؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۸۸.
- ↑ بقلی شیرازی، تفسیر، عرایس البیان فی حقاق القرآن، ج۳، ص۱۹؛ نجمالدین کبری، التأویلات النجمیه، ج۱، ص۱۲۰؛ آملی، انوار الحقیقه، ص۱۱۱-۱۱۲؛ قشیری، لطایف الاشارات، ج۳، ص۷۰۱؛ فخر رازی، تفسیر الکبیر، ج۲۷، ص۸۸؛ فعالی، معرفتشناسی در قرآن، ص۱۲۲-۱۲۵.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ص۱۶۷ و ۲۰۵؛ شرح چهل حدیث، ص۱۱۳؛ کشف اسرا ر، ص۱۹۸؛ شرح دعای سحر، ص۱۱۹؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۷۰-۲۷۱.
- ↑ قشیری، لطائف الاشارات، ج۳، ص۷۰۱؛ کبری، التأویلات النجمیه، ج۱، ص۱۲۰؛ بقلی شیرازی، تفسیر عرایس البیان فی حقایق القرآن، ج۳، ص۱۹؛ مازوجی، حجابهای ظلمانی و نورانی، ص۲۷.
- ↑ اسراء: ۷۲.
- ↑ نور: ۴۰.
- ↑ امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۱۱۹؛ آداب الصلاة، ص۱۳۵ و ۱۶۷؛ شرح چهل حدیث، ص۱۱۳؛ کشف اسرار، ص۱۹۸؛ صاحبی، اسرار ملکوت، ج۲، ص۲۴۱.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۷۰-۲۷۱.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۰۵.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، کشف اسرار، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، بیتا.
- آملی، حیدر، انوار الحقیقة و الطوار الطریقه و اسرار الشریعه، قم، نور علی نور، ۱۳۸۵ش.
- بقلی شیرازی، روزبهان، تفسیر عرایس البیان فی حقائق القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۸م.
- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دار القلم، ۱۳۷۹ش.
- صاحبی، باقر، اسرار ملکوت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۳ش.
- طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- فعالی، محمدتقی، معرفتشناسی در قرآن، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۶ش.
- قشیری، عبدالکریم، الطایف الاشارات، مصر، العامة الکتاب، ۲۰۰۰م.
- مازوجی، حسین، حجابهای ظلمانی و نورانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۹۸ش.
- کبری، نجمالدین، التأویلات التجمیه فی التفسیر الارشادی الصوفی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۹۷۱م.
نویسنده: باقر صاحبی