آیةالکرسی
آیة الکرسی، آیه ۲۵۵ از سوره بقره حاوی مجموعهای از صفات جمال و جلال خداوند است که هم شامل صفات ذات حق نظیر حیات، قیومیت، علم و قدرت الهی میباشد و هم شامل صفات فعل حق مانند مالکیت بر جهان هستی و شفاعت میباشند. امامخمینی در آثار خویش به آیة الکرسی توجه داشته، مباحث مهم توحیدی نظیر قیومیت حق، توحید صفاتی و افعالی و شفاعت را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
اهمیت و جایگاه آیة الکرسی
آیة الکرسی: آیه؛ ۲۵۵ سوره بقره حاوی مجموعهای از صفات جمال و جلال خداوند است که هم شامل صفات ذات حق نظیر حیات، قیومیت علم و قدرت الهی میباشد و هم شامل صفات فعل حق مانند مالکیت بر جهان هستی و شفاعت میباشد.[۱]
آیة الکرسی، باعظمتترین آیه در قرآن کریم است که شامل یک دوره فشرده از معارف دینی است، جامعیت آیة الکرسی در ترسیم رابطه خداوند با مخلوقاتش به ویژه انسان موجب امتیاز این آیه بر دیگر آیات الهی شده است: «الله لا إله الا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما فی السماوت وما فی الارض من ذاالذی یشفع عنده إلا باذنه یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم ولا یحیطون بشیءٍ من علمه إلا بما شاء وسع کرسیه السماوات والارض ولا یوده حفظها وهو العلی العظیم».[۲] این آیه به دلیل جمله «وسع کرسیه السماوات والأرض» به آیة الکرسی معروف شده است. درباره فضیلت و خواص تلاوت آیة الکرسی روایات فراوانی از طریق شیعه و سنی نقل شده است. مفسران اسلامی مهمترین ویژگیهای این آیه را بحثهای توحیدی، واحدیت، قیومیت، علم الهی و مالکیت مطلق خداوند دانستهاند و در این زمینه به تفسیر و تحلیل این امور پرداختهاند.[۳]
امامخمینی نیز در آثار خویش به آیه الکرسی توجه داشته، مباحث مهم توحیدی نظیر قیومیت حق، توحید صفاتی و افعال و شفاعت را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.[۴]
قیومیت خداوند
برخی حکمای الهی و مفسران اسلامی معتقدند مفهوم قیومیت جامعیتی دارد که همه اوصاف فعلی خداوند را شامل میشود؛ ازاینرو آن را اصل همه صفات فعلی گویند. در واقع قیوم ریشه و اساس تمام صفات فعل الهی است و وجود هر چیزی همراه با اوصاف و آثارش از ناحیه حقتعالی آغاز میشود. خداوند قائم بر هر چیز و از هر جهت است و قیامش آمیخته به خلل و سستی نیست و هیچ موجودی به غیر از خداوند چنین قیامی ندارد. منحصر بودن «قیام» در خداوند و این که غیر او کسی قیام ندارد، از کلمه قیوم در آیه «الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم»[۵] استفاده میشود. پس نظام موجودات از هر جهت تحت قیومیت خداوند هستند، آن هم نه تنها قیومیت در تأثیر، بلکه قیومیتی با حیات که مستلزم علم و قدرت است. خداوند حی و قیوم است. و حصر این دو اسم به خداوند دال بر آنست که او محدود به حدی نیست و در فعل شریکی ندارد.[۶]
امامخمینی نیز در بیان قیومیت حق با توجه به نظام علّی و معلولی و براساس عناصری چون وجود رابطی، اضافه اشراقی و امکان فقری به تحلیل موجودی که مستقل، غنی و قائم به خود است پرداخته و با استناد به آیه «الله لا اله الاهو الحی القیوم»[۷] معتقد است از آنجا که استقلال در وجود ملاک و معیار فاعل حقیقی و قیومیت ایجادی است و وجودی که عین ربط است، نمیتواند ایجادکننده باشد؛ ازاینرو تأثیر و فاعلیت و قیومیت منحصر در حقتعالی است.[۸]
امامخمینی برای اثبات توحید افعالی از قیوم بودن حقتعالی که مبدأ فاعلی ذات، صفات و افعال همه اشیاء است، بهره برده و بر این باور است که قیوم بر کمال حقتعالی دلالت دارد و پس تمام موجودات ظاهر و باطن و تمام عوالم غیب و شهادت تحت تربیت اسم الله و تمام حرکات و سکنات آنها به قیومیت خداوند است.[۹] امامخمینی با استناد به آیة الکرسی علاوه بر بیان توحید افعالی به اثبات واجب تعالی از طریق برهان خلف پرداخته، معتقد است که چون وجودات و ممکنات عین ربط و فقر هستند، اگر به موجودی که حیّ و قیوم است، متکی نباشند، خود قادر به تکفل نیستند و نمیتوانند غبار ربط و تعلق و فقر را از خود بزدایند.[۱۰]
شفاعت الهی
متکلمان و مفسران اسلامی با استناد به آیه «من ذا الذی یشفع عنده إلا باذنه»[۱۱] شفاعت را منوط به اذن الهی میدانند و معتقدند افزون براذن الهی، وجود ایمان و عدالت و داشتن زمینههای لازم برای رسیدن به شفاعت لازم است.[۱۲]امامخمینی نیز با استناد به آیه «من ذاالذی یشفع عنده إلا باذنه».[۱۳] اذن الهی را شرط شفاعت میداند. از نگاه ایشان یکی از لوازم شفاعت علاوه براذن الهی، رابطه معنوی شفیع و شفاعت شونده میباشد. امامخمینی باتوجه به آیة الکرسی شفاعت را امری ثابت و مسلم میداند و در عین حال، این آیه را مایه آرامش نمیداند؛ زیرا روشن نیست چه گروه و افرادی در چه شرایط و زمانی از شفاعت بهرهمند میشوند، به همین دلیل معتقد است شفاعت نباید انسان را مغرور کند، بلکه باید او را امیدوار سازد، امیدی که او را به سمت اطاعت هدایت کند نه به سوی گناه.[۱۴]
پانویس
- ↑ طباطبائی، المیزان، ج۲، ص۳۲۸-۳۳۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۶۲.
- ↑ بقره : ۲۵۵.
- ↑ عیاشی، تقسیر عیاشی، ج۱، ص۱۳۶-۱۳۷؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۳۲۳؛ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ج۲، ص۸۲؛ ج۴، ص۸۲-۹۶؛ اسرار الآیات، ص۴۴؛ کبری، التأویلات النجمیه، ج۱، ص۳۲۷؛ طباطبائی، المیزان، ج۲، ص۳۲۸-۳۳۶؛ علی محمدی، اصول و نکات تربیتی و فضیلتهای آیة الکرسی، ص۷۹.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۷، ج۳، ص۲۶۷؛ آداب الصلاة، ص۲۴۳؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۱۹؛ شرح چهل حدیث، ص۵۵۰؛ تنقیح الأصول، ج۳، ص۲۵؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۷۴-۳۷۵.
- ↑ بقره: ۲۵۵.
- ↑ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ج۴، ص۸۲-۹۶؛ اسرار الایات، ص۴۴؛ جوادی آملی توحید در قرآن، ص۲۹۳؛ قراملکی، قرآن و علم کلام، ص۳۶۱؛ کبری، التأویلات النجمیة، ج۱، ص۳۲۷-۳۲۸.
- ↑ بقره: ۲۵۵.
- ↑ امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۹۴ و ۱۰۰؛ آداب الصلاة، ص۳۷۲؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۳۸.
- ↑ امامخمینی، تقریرات، فلسفه، ج۲، ص۲۹۸؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۹؛ شرح چهل حدیث، ص۵۵۰؛ آداب الصلاة، ص۲۴۳.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۷.
- ↑ بقره: ۲۵۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۰۰، صدوق، الخصال، ص۶۳؛ ثواب الاعمال، ص۲۰۷؛ ملاصدرا، زاد المسافر، ص۳۲۲؛ تفسیر القرآن الکریم، ج۴، ص۱۲۴-۱۲۷).
- ↑ بقره: ۲۵۵.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ج۱۶، ص۱۳۶-۲۲۳؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۶۷-۲۷۲ شرح چهل حدیث، ص۱۰۹.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تنقیح الاصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی،۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش.
- جوادی آملی، عبدالله توحید در قرآن، قم، نشر اسراء، ۱۳۹۷ش.
- سیوطی، جلالالدین، الدر المنثور، بیروت دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
- صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
- صدوق، محمدعلی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تهران، ارمغان طوبی، ۱۳۸۲ش.
- صدوق، محمدعلی، الأمالی، تهران، نشر کتابچی، ۱۳۷۶ش.
- طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- علیمحمدی، نیره، اصول و نکات تربیتی و فضیلتهای آیة الکرسی از نظر روایات و تفسیر المیزان، مجله پژوهشی و مطالعات علوم اسلامی، ۱۴۰۱ش.
- عیاشی، محمدبنمسعود، تفسیر عیاشی، تهران، نشر علمیه اسلامیه، ۱۳۸۰ق.
- قراملکی، محمدحسین، قرآن و علم کلام، تهران، فرهنگ و اندیشه، ۱۴۰۲ش.
- کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۵ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۷۵ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، زاد المسافر، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۱ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، اسرار الآیات، تهران، نشر انجمن، حکمت، ۱۳۶۰ش.
- نجمالدین کبری، احمدبنعمر، التأویلات النجمیه فی التفسیر الإرشادی الصوفی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۹۷۱م.
نویسنده: باقر صاحبی