پرش به محتوا

هاویه

از ویکی امام خمینی

هاویه، جایگاهی برای برخی دوزخیان و جهنمیان است که در آن سقوط می‌کنند. امام‌خمینی در آثار خویش به حقیقت، جایگاه و آثار هاویه پرداخته است.

اهمیت و جایگاه هاویه

هاویه در اصطلاح دینی و اخلاقی جایگاهی برای برخی دوزخیان و جهنمیان است که در آن سقوط می‌کنند.[۱] هاویه واژه‌ای قرآنی است که درباره جایگاه برخی اهل دوزخیان می‌باشد. در روایات نیز هاویه، طبقه اول از هفت طبقه جهنم توصیف شده است. علمای تفسیر و اخلاق در آثار خویش درباره حقیقت، جایگاه و آثار هاویه مطالبی را ارائه داده‌اند.[۲] امام‌خمینی نیز در آثار خویش به حقیقت جایگاه و آثار هاویه پرداخته است.[۳]

چیستی و ماهیت هاویه

حقیقت هاویه در نگاه اهل معرفت و مفسران اسلامی، یکی از نام‌های جهنم می‌باشد که به معنای افتادن و سقوط کردن از بالا در گودال عمیق می‌باشد؛ یعنی کافران و گناهکاران در چنین جایگاه عمیق و خطرناکی سقوط می‌کنند.[۴]

امام‌خمینی در بیان چیستی و ماهیت هاویه معتقد است هاویه همان عالم طبیعت است؛ زیرا انسان تولد یافته عالم طبیعت و فرزند نشئه دنیا است و عالم طبیعت مادر انسان است. به اعتقاد امام‌خمینی کسی که خدای تبارک و تعالی تمام وسایل ترقیات و تکاملات معنوی و وصول به سعادت اخروی را برای او فراهم کرده با همه اینها کفران نعمت کند و در امانات الهی خیانت و از عقل و شریعت پیروی نکند، بلکه از هواهای نفسانی و شیطان و جن و انس متابعت کند و در غفلت و فساد فرو رود، طبق آیه: «فامه هاویه و ما ادراک ماهیه نار حامیه».[۵] منتهای سیرش به سوی هاویه خواهد بود. به باور ایشان، انسان در غلاف طبیعت و محجوب در نشئه دنیاست و از بدو خلقت در غلاف طبیعت تربیت شده و روحانیت و فطرت او محجوب عالم طبیعت و هاویه عالم دنیا می‌باشد و هر چه در عالم طبیعت رشد و نمای طبیعی کند، احکام طبیعت بیشتر بر آن احاطه می‌کند، یک وقت از خواب گران عالم طبیعت و غفلت بی‌پایان و مستی و بیهوشی بیدار می‌شود که همه فرصت‌ها و تمام نعمت‌های الهی را از دست داده و شقاوت دائمی برای خود فراهم ساخته با جن و شیطان و اصحاب جحیم قرین و در ظلمت‌ها و فشارها و آتش عذاب به سوی جهنم هاویه می‌رود. امام‌خمینی در بیان عمق هاویه در این عالم طبیعت و تأثیر اعمال زشت بر قلب معتقد است هر یک از اعمال سیئه در قلب کدورتی و ظلمتی حاصل می‌شود که انسان را از مقام قدس و قرب الهی دور و از معارف الهی محجوب و به عالم طبیعت و دنیا که باطن آن سجین و هاویه است، نزدیک می‌کند تا آنجا که قلب و تمام شئون غیبی آن در دنیا و طبیعت فرو رفته و سقوط در هاویه کند و و در این صورت روحانیت انسان از بین می‌رود.[۶]

پانویس

  1. ↑ ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۷۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۲۶۷؛ غرناطی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۲، ص۵۰۸.
  2. ↑ طباطبائی، المیزان، ج۲، ص۳۴۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۵۱۹؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب، ج۲؛ ص۱۵۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۲۴۶؛ کشف الاسرار و عدة الابرار، ص۳۱۸؛ رازی، مرصاد العباد، ص۱۷۶؛ امین، مخزن العرفان، ج۸، ص۱۹۵.
  3. ↑ امام‌خمینی؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۵۳-۵۴ و ۲۸۳؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۲۵؛ آداب الصلاة، ص۱۳۵؛ صحیفه امام، ج ۳، ص۲۳؛ شرح دعای سحر، ص۸.
  4. ↑ کاشانی، تأویلات، ج۳، ص۴۵۴؛ قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ج۱۲، ص۳۳۲؛ طباطبائی، المیزان، ج۱۲، ص۱۷۰؛ نور الثقلین، ج۳، ص۱۸؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب، ج۲، ص۱۵۱؛ فعالی، معرفت‌شناسی در قرآن، ص۲۶.
  5. ↑ قارعه: ۹-۱۱.
  6. ↑ امام‌خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جعل، ص۵۳-۵۴، ۷۸ و ۲۸۳.

منابع

  • ابن‌شهرآشوب، رشیدالدین، مناقب آل ابی طالب، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۳۰ق.
  • ابن‌فارس، احمد، معجم، مقایس اللغه، قم، دقتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۳ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۴ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۷ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۳ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • امین، نصرت، مخزن العرفان، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
  • حویزی، عبدعلی، نور الثقلین، مطبعة العلمیه، بی‌تا.
  • رازی، عبدالله، مرصاد العباد، تهران، نشر علمی و فرهنگی، ۱۴۰۹ق.
  • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل‌بن‌الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • غرناطی، ابن‌جزیر، التسهیل لعلوم التنزیل، بیروت، دار الارقم، ۱۴۱۶ق.
  • فعالی، محمدتقی، معرفت‌شناسی در قرآن، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۶ش.
  • قرشی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بعثت، ۱۳۷۷ش.
  • کاشانی، عبدالرزاق، تأویلات کاشانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۶م.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳ش.
  • میبدی، احمد، کشف الاسرار، و عدة الأبرار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.

نویسنده: باقر صاحبی