پرش به محتوا

ادبیات امام‌خمینی

از ویکی امام خمینی

ادبیات امام‌خمینی، نثر نوشتاری و گفتاری امام‌خمینی.

ادبیات امام‌خمینی تمام آثار ادبی ایشان است که نظم و نثر را دربر می‌گیرد. نثر امام‌خمینی شامل نثر نوشتاری و نثر گفتاری ایشان است؛ چنان‌که کتاب‌های مختلف، نامه‌ها و پیام‌های کتبی ایشان، در حوزه نثر نوشتاری و مجموع سخنرانی‌های ایشان در حوزه نثر گفتاری جای می‌گیرد.

ادبیات امام‌خمینی را می‌توان در دو حوزه نثر نوشتاری و نثر گفتاری بررسی کرد:

نثر نوشتاری: آثار نوشتاری امام‌خمینی از حیث زبان به چند دسته تقسیم می‌شوند: متون عربی، متون تخصصی فارسی و نامه‌ها و پیام‌های کتبی.

نثر نوشتاری امام‌خمینی به دلیل تنوع، دارای سبک‌های متفاوتی است. هریک از آثار ایشان سبکی منحصر به فرد دارد. در مجموع، سبک ایشان، مرسل و ساده محاوره‌ای با رگه‌هایی از نثر مسجع و گاه آراسته است. تکیه بر آیات و احادیث و نیز به‌کارگیری لغات و ترکیبات عربی، از ویژگی‌های نثر امام‌خمینی است.

تالیفات عربی امام‌خمینی، اگرچه از نثر معمول حوزوی برخوردار است، در عین حال لغت‌ها و ترکیبات ادبی و مسجع، به‌خصوص در آثار عرفانی ایشان کاملاً مشهود و زیبایی بیشتر این آثار را موجب شده است.

نثر گفتاری امام‌خمینی، نثری محاوره‌ای و بسیار ساده است. ایشان در سخنرانی‌ها، ضمن برخورداری از بیانی قوی، ساده و روان، بلندترین مطالب عرفان، اخلاق و سیاست را در قالب محاوره و به زبان ساده بیان می‌کرد.

آثار عرفانی امام‌خمینی، دارای نثری پخته، فنی و شیواست که پیچیدگی‌های مباحث و دیدگاه‌های عرفانی را با قلمی روان به مخاطب عرضه می‌کند.

مقدمه

ادبیات، دین و مبانی ارتباطات، مجموعه آثار مکتوبی است که بازتاب‌های عاطفی می‌نمایاند و به شیوه‌ای هنری در قالب شعر و داستان درآمده[۱] و جزو دانش‌های متعلق به علوم ادبی است.[۲] در ادبیات، دین و مبانی ارتباطات، نظم (شعر) به معنای سخنِ دارای وزن و قافیه[۳] و نثر به مفهوم کلام بدونِ وزن و آهنگ[۴] است. ادبیات امام‌خمینی تمام آثار ادبی ایشان است که نظم و نثر را دربر می‌گیرد. نثر امام‌خمینی شامل نثر نوشتاری و نثر گفتاری ایشان است؛ چنان‌که کتاب‌های مختلف ایشان، نامه‌ها و پیام‌های کتبی ایشان، در حوزه نثر نوشتاری و مجموع سخنرانی‌های ایشان در حوزه نثر گفتاری جای می‌گیرد.

پیشینه

قدیمی‌ترین نثرهای بازمانده از ایران باستان، اوستا و چند کتیبه‌اند که نثری ساده و مرسل دارند.[۵] پس از ورود اسلام به ایران، تا حدود سه قرن، زبان رسمی و علمی کشور، عربی بود و نویسندگان ایرانی به ترجمه کتاب از پهلوی به عربی و تألیف کتاب‌های عربی می‌پرداختند.[۶] در قرن چهارم-دوره سامانیان-هنوز نثر، بسیار ساده و نزدیک به پهلوی بود.[۷] در حقیقت اساس نثر-همچون شعر-در همین دوره نهاده شد. نثر این دوره ساده، روان و خالی از هر گونه تکلف و تصنع است و هنوز لغات و ترکیبات عربی به‌طور افراطی در نثر دیده نمی‌شود.[۸] قدیمی‌ترین نثر مدون فارسی پس از اسلام که اینک موجود است، مقدمه‌ای منثور (تألیف ۳۴۶ق/ ۳۳۶ش) برای شاهنامه‌ها است که نویسنده آن معلوم نیست.[۹]

در قرن چهارم هجری، صنایع لفظی در نثر رواج یافت[۱۰] و از قرن ششم به بعد دوره نثر فنی آغاز شد که خود به دوره‌ها و سبک‌های مختلفی تقسیم شده است.[۱۱] سجع و توازن، اقتباس از آیات و احادیث و درج شعر و امثال در متن، از بارزترین ویژگی‌های نثر فنی به‌شمار می‌آیند.[۱۲] این نثر از پایان قرن هفتم دچار تکلف بیشتر و به‌تدریج به نثر مصنوع تبدیل شد.[۱۳] از قرن هشتم (مقارن حمله مغول به ایران) تا دوره صفویه، نثر به‌تدریج روی به انحطاط نهاد و نثر ساده، اما معیوب رواج یافت.[۱۴]

پایه‌های ساده‌نویسیِ درست و صحیح در میانه دوره قاجار و با پیشگامی قائم‌مقام فراهانی نهاده شد.[۱۵] در دوره نهضت مشروطه، عواملی چون صنعت چاپ، نهضت ترجمه و روزنامه‌نویسی تأثیری مثبت بر روند ساده‌نویسیِ نثر گذاشت[۱۶]؛ همچنین سبک نثر در قصه‌ها ساده و محاوره‌ای بود و محققان و نویسندگان این دوره، نوع جدیدی از نثر علمی را همراه با بی‌تکلفی و توانایی زیاد به کار گرفتند و معیاری برای محققان بعدی به جای گذاشتند.[۱۷]

انواع نثر و ویژگی‌های آن

نثر به‌طور کلی چهار نوع است: نثر محاوره‌ای، نثر خطابه، نثر مرسل و نثر فنی. نثر محاوره‌ای نثری است که در آن لفظ در خدمت ارائه معنا است و قواعد دستوری به‌طور کامل در آن رعایت نمی‌شود.[۱۸] نثر خطابه نثری فصیح و خوش‌آهنگ و بسیار پاکیزه و دور از تکرارهای زاید و کلمات سبک و مبتذل است.[۱۹] نثر مرسل نثری است که در آن معانی و مفاهیم، با وضوح و به دور از پیچیدگی و لفظ‌پردازی، با نظمی منطقی بیان می‌شود و موازین دستوری در آن کاملاً رعایت می‌شود. این نثر به دو نوع مرسل ساده و مرسل عالی تقسیم می‌شود.[۲۰] نثر فنی نثری است که در آن توجه به آراستن لفظ بیش از ارائه معناست و کلام آمیخته به سجع و صنایع لفظی است و به همین دلیل دریافتن معنای این نثرها دشوار است.[۲۱] ادبیات امام‌خمینی را می‌توان در دو حوزه نثر نوشتاری و نثر گفتاری بررسی کرد:

  • نثر نوشتاری: آثار نوشتاری امام‌خمینی از حیث زبان به چند دسته تقسیم می‌شوند:
  • متون عربی: شامل آثار تخصصی ازجمله مصباح الهدایه الی الخلافة و الولایه، شرح دعاء السحر؛
  • متون تخصصی فارسی: مانند شرح چهل حدیث، آداب الصلاة؛
  • نامه‌ها و پیام‌های کتبی[۲۲] که در صحیفه امام گردآوری شده است. این آثار در موضوعات مختلف اخلاقی، عرفانی، فقهی، فلسفی، سیاسی و اجتماعی است.[۲۳] نثر نوشتاری امام‌خمینی به دلیل تنوع، دارای سبک‌های متفاوتی است. هریک از آثار ایشان سبکی منحصر به فرد دارد. در مجموع می‌توان گفت سبک ایشان، مرسل و ساده محاوره‌ای با رگه‌هایی از نثر مسجع و گاه آراسته است.[۲۴] تکیه بر آیات و احادیث و دعاها و روایات و نیز به‌کارگیری لغات و ترکیبات عربی، از ویژگی‌های نثر امام‌خمینی است.[۲۵]

یکی از ویژگی‌های نثر نوشتاری امام‌خمینی، تعبیرها و ترکیب‌های زیبا و گاه نوآورانه است،[۲۶] مثلِ درخت جهنمی استعمار،[۲۷] قاموس شهادت،[۲۸] شهدا در قهقهه مستانه،[۲۹] مدرسه عشق،[۳۰] اسلام پابرهنگان، اسلام ناب محمدی، اسلام آمریکایی، عارفان مبارزه‌جو، مرفهین بی‌درد.[۳۱] با گذشت زمان بر پختگی و رسایی نثر امام‌خمینی افزوده شد؛ چنان‌که نوشته‌های متاخر ایشان از نظر ادبی شیواتر و از نظر ریتم، آهنگین‌ترند.[۳۲] تالیفات عربی امام‌خمینی، اگرچه از نثر معمول حوزوی برخوردار است، در عین حال لغت‌ها و ترکیبات ادبی و مسجع، به‌خصوص در آثار عرفانی ایشان کاملاً مشهود و زیبایی بیشتر این آثار را موجب شده است.

  • نثر گفتاری: امام‌خمینی افزون بر آثار علمی که مختص جامعه نخبگان است، به ارائه اهداف، اندیشه‌ها و برنامه‌های خود با زبانی همه‌فهم، در قالب سخنرانی‌ها و پیام‌های شفاهی پرداخت و توانست حمایت توده‌های مردم را برای تحقق اهداف و آرمان‌هایش جلب کند.[۳۳] آثار شفاهی ایشان نثر محاوره‌ای و بسیار ساده دارد.[۳۴] ایشان در سخنرانی‌ها، ضمن برخورداری از بیانی قوی، ساده و روان، بلندترین مطالب عرفان، اخلاق و سیاست را در قالب محاوره و به زبان ساده بیان می‌کرد. در کنار این سادگی و روانی جمله‌ها، برخی از ضعف‌های دستوری نیز در سخنرانی‌های ایشان به چشم می‌خورد؛ ازجمله به کار بردن جمله‌های بسیار بلند که گاه به شانزده سطر و بیشتر می‌رسد،[۳۵] حذف فعل با قرینه و سیار بی‌قرینه، به‌کارگیری فعل مفرد برای فاعل جمع و ارجاع ضمیر جاندار برای بی‌جان.[۳۶] این ویژگی نیز به تفاوت گفتار و نوشتار بر می‌گردد. جابه‌جایی سازه‌های دستوری در نحو گفتار بیش از نحو نوشتار اتفاق می‌افتد. معمولاً نوشتار از گفتار، به نحو پایه وفادارتر است. اقتضای حال و عوامل گفتمانی تأثیر بسزایی در جابه‌جایی دستوری در سخن دارند.[۳۷]

به‌طور کلی در سبک‌شناختی نثر نوشتاری و گفتاری امام‌خمینی، دو نکته اهمیت دارد:

  • نثر ایشان نثری جوان و زنده است. ایشان با درک روح زمان و فرهنگ عصر، دیدی نو و سبکی زنده و نثری روان و جوان داشت. این مطلب چه در اعلامیه‌های دوران نهضت و چه در پیام‌های چند سال آخر عمر ایشان مشهود است[۳۸]؛
  • اگرچه امام‌خمینی آشنایی با علوم غربی را امری اجتناب‌ناپذیر می‌دانست، اما در آثار خویش ضرورتی در بهره‌گیری از نظم و نثر غربی نمی‌دید؛ بنابراین آثار ایشان از اصطلاحات و واژگان غربی پیراسته است.[۳۹]

تجلی عرفان در نثر امام‌خمینی

ادبیات فارسی آمیخته با عرفان است؛ بنابراین این دو را با هم می‌شناسند. آثار عرفانی فارسی اعم از نثر و نظم، از مهم‌ترین منابع ادبیات فارسی به‌شمار می‌روند. عرفان یکی از قلمروهای اندیشه امام‌خمینی است که هم در نظم و هم در نثر (فارسی و عربی) ایشان مجال ظهور یافته است. آثار عرفانی امام‌خمینی، دارای نثری پخته، فنی و شیواست که پیچیدگی‌های مباحث و دیدگاه‌های عرفانی را با قلمی روان به مخاطب عرضه می‌کند. سجع و هماهنگی الفاظ در عین پختگی و وزن علمی، به‌خصوص در برخی آثار عرفانی ایشان، مانند مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایه که به زبان عربی است، از نمودهای روشن توانایی نگارنده است.[۴۰]

امام‌خمینی اگرچه سال‌ها فلسفه را در سطح عالی تدریس کرده و در اصول فقه توانمند بوده و تالیفات مفصلی در فقه دارد، اما از آنجاکه شاکله تفکر ایشان را اندیشه‌های عرفانی ساخته است، نگاه ایشان به جهان، انسان، علوم، اقتصاد، سیاست و هنر، نگاهی عرفانی است.[۴۱] در آثار ایشان تلفیق روح شاعرانه و قاطعیت سیاسی تحت تأثیر عرفان به‌خوبی مشاهده می‌شود؛ همچنین در سلوک عملی و نیز در نثر ایشان تلفیق فلسفه و عرفان، سیاست و دیانت، حکومت و زهد وجود دارد.[۴۲]

رسالت ادبیات

امام‌خمینی در راستای رسالت ادبیات، دین و مبانی ارتباطات، نویسندگان و گویندگان را در معرفی صحیح اسلام مسئول می‌دانست[۴۳] و از آنان می‌خواست با نثر خود برای اسلام تبلیغ کنند و در گسترش آن بکوشند[۴۴]؛ چنان‌که نویسندگان باید به آرمان‌های انقلاب اسلامی متعهد باشند[۴۵] و از قلم خود در راه بیداری[۴۶] و آزادی ملت و تبیین تعالیم اسلامی[۴۷] استفاده کنند. آنان باید به ملت انگیزه دهند و با قلم و زبان خویش ملت را پیش برند،[۴۸] مردم را از فرهنگ خود آگاه کنند،[۴۹] مسائل و مشکلات کشور را با مردم مطرح کنند[۵۰] و در جهت صلاح این مردم قلم بزنند.[۵۱]

از سوی دیگر، در ادبیات متعهدانه امام‌خمینی، ترسیم شخصیت والای پیامبران(ع) و امامان(ع) چه به صورت کلی و چه به صورت موردی و مشخص در بیان و قلم ایشان جلوه خاصی دارد.[۵۲] کاربردهای دیگر نثر ایشان عبارت‌اند از: تبیین فرهنگ جهاد و شهادت،[۵۳] هدایت امت،[۵۴] ثبت رویدادهای تاریخ انقلاب[۵۵] و ایجاد انگیزه در مردم برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی.[۵۶]

امام‌خمینی با اشاره به سوء استفاده رژیم پهلوی از نویسندگان و شاعران، آزادی بیانِ ظاهری این نویسندگان را با هدف پاک‌نشان‌دادن محمدرضا پهلوی ارزیابی می‌کرد و معتقد بود بعضی از این نویسندگان ابزار دست رژیم بودند و به انحراف اذهان مردم می‌پرداختند.[۵۷] به باور ایشان بسیاری از نویسندگان و شاعران دوره پهلوی، در جهت نابودی روحانیت قلم زدند و رژیم در ایجاد تفرقه و شکاف میان روحانیان و دانشگاهیان، از نویسندگان بهره فراوان برد.[۵۸] (ببینید: نویسندگان)

پانویس

  1. ↑ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۱/۲۹۹.
  2. ↑ دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۱/۱۳۱۳.
  3. ↑ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۸/۷۸۶۴.
  4. ↑ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۸/۷۷۴۸.
  5. ↑ بهار، سبک‌شناسی، ۱/۱۰۵.
  6. ↑ صفا، تاریخ ادبیات، دین و مبانی ارتباطات، ۱/۱۵۹.
  7. ↑ صفا، نثر فارسی، ۱۱۵.
  8. ↑ صفا، تاریخ ادبیات، دین و مبانی ارتباطات، ۱/۱۷۱ و ۱۷۹.
  9. ↑ نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران، ۱/۲۷.
  10. ↑ خطیبی، فن نثر، ۱/۱۱۷.
  11. ↑ خطیبی، فن نثر، ۱/۱۵۷.
  12. ↑ خطیبی، فن نثر، ۱/۱۶۰–۱۶۱.
  13. ↑ شمیسا، سبک‌شناسی شعر، ۸۱.
  14. ↑ آژند، ادبیات نوین، ۱۲۴.
  15. ↑ شمیسا، سبک‌شناسی شعر، ۲۴۱–۲۴۳.
  16. ↑ رحیمیان، ادوار نثر فارسی، ۳–۴.
  17. ↑ آژند، ادبیات نوین، ۱۳۲.
  18. ↑ خطیبی، فن نثر، ۱/۵۳–۵۷.
  19. ↑ خطیبی، فن نثر، ۱/۵۴.
  20. ↑ شمیسا، سبک‌شناسی شعر، ۲۴.
  21. ↑ خطیبی، فن نثر، ۱/۵۷.
  22. ↑ رحیمی، امام‌خمینی و عرفان اسلامی، ۵۰ و ۵۱.
  23. ↑ انصاری، حدیث بیداری، ۲۱۴.
  24. ↑ اسدی، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، ۱۴۳.
  25. ↑ اسدی، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، ۳۱ و ۴۲.
  26. ↑ اسدی، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، ۱۴۷.
  27. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۳/۳۶۰.
  28. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۱۵/۲.
  29. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۲۱/۱۴۷.
  30. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۲۱/۱۴۵.
  31. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۲۱/۱۱.
  32. ↑ تاجدینی، بذر مشاهده، ۳۳۸.
  33. ↑ رحیمی، امام‌خمینی و عرفان اسلامی، ۵۳.
  34. ↑ اسدی، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، ۱۴۸.
  35. ↑ اسدی، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، ۱۴۴.
  36. ↑ اسدی، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، ۱۴۵–۱۵۱.
  37. ↑ فتوحی، سبک‌شناسی، ۲۸۳.
  38. ↑ محدثی، نشر ادبی امام‌خمینی، ۵۱۲.
  39. ↑ تاجیک، غیریت و هویت، ۹۲.
  40. ↑ غفوریان، مبانی و ویژگی‌های، ۳۴–۳۵.
  41. ↑ تاجدینی، بذر مشاهده، ۳۲۸.
  42. ↑ اسدی، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، ۱۹۴.
  43. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۱۱/۳۲۵.
  44. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۶/۱۸۸، ۱۹۱؛ ۷/۴۶۴ و ۱۰/۱۲۵.
  45. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۱۴/۱۴۹، ۱۵۶ و ۲۱/۴۴۱.
  46. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۳/۴۴۳ و ۱۷/۳۱۰.
  47. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۶/۱۸۸.
  48. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۱۳/۵۳۷ و ۱۲/۲۶۵.
  49. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۱۲/۳۲۰ و ۱۳/۳۹–۴۰.
  50. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۴/۲۴۹ و ۱۷/۳۱۰.
  51. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۶/۱۹۱.
  52. ↑ محدثی، نشر ادبی امام‌خمینی، ۵۱۹.
  53. ↑ محدثی، نشر ادبی امام‌خمینی، ۵۳۱.
  54. ↑ محدثی، نشر ادبی امام‌خمینی، ۵۱۶.
  55. ↑ محدثی، نشر ادبی امام‌خمینی، ۵۱۶.
  56. ↑ محدثی، نشر ادبی امام‌خمینی، ۵۱۳.
  57. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۳/۲۶۰–۲۶۱.
  58. ↑ امام‌خمینی، صحیفه، ۱۵/۳۲۰ و ۱۷/۴.

منابع

  • آژند، یعقوب، ادبیات نوین ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
  • اسدی، محمدرضا، پژوهشی در شیوه‌های ادبی آثار امام، تهران، مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
  • انصاری، حمید، حدیث بیداری، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ بیستم، ۱۳۸۰ش.
  • انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
  • بهار، محمدتقی (ملک الشعرا)، سبک‌شناسی، تهران، امیرکبیر، چاپ هفتم، ۱۳۷۳ش.
  • تاجدینی، علی، بذر مشاهده (نسبت زبان و عرفان در شعر امام)، تهران، مهاجر، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • تاجیک، محمدرضا، غیریت و هویت، شکل‌گیری گفتمان انقلابی در ایران، مجله متین، شماره ۱، ۱۳۷۷ش.
  • خطیبی، حسین، فن نثر، تهران، زوار، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
  • دهخدا، لغتنامه دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامه دهخدا، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
  • رحیمی، امین، امام‌خمینی و عرفان اسلامی، تهران، پژوهشکده امام‌خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  • رحیمیان، هرمز، ادوار نثر فارسی از مشروطیت تا انقلاب اسلامی، تهران، سمت، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ش.
  • شمیسا، سیروس، سبک‌شناسی شعر، تهران، فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۹ش.
  • صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، فردوس، چاپ هشتم، ۱۳۷۸ش.
  • صفا، نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام الملک طوسی، تهران، پاریس، ۱۳۴۷ش.
  • غفوریان، محمدرضا، مبانی و ویژگی‌های عرفان نظری امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
  • فتوحی، محمود، سبک‌شناسی (نظریه‌ها، رویکردها و روش‌ها)، تهران، سخن، ۱۳۹۱ش.
  • محدثی، جواد، نشر ادبی امام‌خمینی، چاپ‌شده در مجموعه مقالات سمینار بررسی ادبیات انقلاب اسلامی، تهران، سمت، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
  • نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران (از آغاز تا پایان قرن دهم هجری)، تهران، کتابفروشی حقوقی، ۱۳۶۳ش.

پیوند به بیرون