مؤمن
مؤمن مؤمن؛ به معنای کسی است که به اصول دین باور حقیقی دارد و آنها را تصدیق میکند. امامخمینی در آثار خویش با استناد به آیات الهی و روایات، به حقیقت، جایگاه، ویژگی و صفات مؤمن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه مؤمن مؤمن در اصطلاح دینی به معنای کسی است که به اصول دین باور حقیقی دارد و آنها را تصدیق میکند. (طباطبائی، المیزان، ج۱، ص۳۰۱-۳۰۲؛ عبد العظیمی، تفسیر إثنی عشری، ج۱۳، ص۱۷۷؛ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۲۶). یکی از مفاهیم مهم و بنیادین در فرهنگ اسلامی واژه مؤمن میباشد. از نظر قرآن و اژه مؤمن به درجه بالایی از اعتقاد به خداوند اشاره دارد و شامل همه مسلمانان نمیشود. در برخی روایات از واژه مؤمن برای اشاره به شیعیان استفاده شده است؛ ازاینرو، بسیاری از عالمان شیعی معتقدند که مسلمان فقط در صورتی که شیعی باشد، جزو مؤمنان خواهند بود. اندیشمندان اسلامی در آثار خویش به حقیقت مؤمن، ویژگیهای مؤمن، فرق مؤمن با مسلمان، کافر و منافق مطالب فراوانی بیان کردهاند. (طوسی، خواجه نصیر، قواعد العقاید، ص۱۴۲-۱۴۳؛ مفید، اوائل المقالات، ص۵۳-۵۴؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۵۲؛ شهید ثانی، حقایق الایمان، ص۱۲۰-۱۲۱؛ مسالک الافهام، ج۵، ص۲۳۸؛ کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۶). برخی عارفان شیعی نیز بر اساس برخی روایات معتقدند شیعیان واقعی همان مؤمنان امتحان شده هستند که حامل اسرار الهی و صوفیان و عارفانی حقیقی میباشند که علوم خود را مستند به امیرالمؤمنین میدانند. (آملی، جامع الاسرار، ص۳۷ و ۴۰۱؛ حسنزاده آملی، انسان کامل در نهج البلاغه، ص۲۶۳؛ صاحبی، انوار حکمت، ص۷۶). امامخمینی نیز در آثار خویش با استناد به آیات الهی و روایات به حقیقت، جایگاه، ویژگی و صفات مؤمن پرداخته است. (امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۳۰-۵۳۳؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹۱-۹۴؛ جهاد اکبر، ص۵۴، صحیفه امام، ج۲، ص۲۳).
صفات و ویژگیهای مؤمن اندیشمندان اسلامی با استناد به آیات و روایات برای مؤمن صفات و ویژگیهایی برشمردهاند و معتقدند که مومن کسی است که با یاد خدا دلش ترسان شود و با شنیدن آیات الهی بر ایمانش افزوده شود و اهل توکل، نماز و انفاق باشد. (طباطبائی، المیزان، ج۹، ص۱۲؛ حسینی همدانی، انوار درخشان در تفسیر قرآن، ج۷، ص۲۲۹؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۵۲۵؛ آملی، نص النصوص، ص۲۶۹). امامخمینی نیز با توجه به برخی آیات الهی و روایات برای مؤمن ویژگیها و اوصافی قائل است از جمله: ۱- قلب مؤمن اَزهَر است: امامخمینی معتقد است قلب مؤمن مثل چراغ نورانی است؛ زیرا مؤمن خارج از اصل فطرت الهیه که حقتعالی آن را با دو دست جمال و جلال ایجاد کرده، مشی نمیکند و از آن خارج و منحرف نمیشود و در راه استقامت روحانی و جاده مستوی باطنی قرار دارد. (امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۳۰). ۲- مؤمن تابع انسان کامل است: به اعتقاد امامخمینی انسان کامل چون مظهر جمیع اسماء و صفات و مربوب حقتعالی به اسم جامع است و هیچ اسمی از اسماء بر او غلبه ندارد، ازاینرو، بر صراط مستقیم قرار دارد و دیگر موجودات و سائرین الی الله هیچیک بر صراط مستقیم نیستند بلکه اعوجاج دارند یا به جانب لطف و جمال و یا به طرف قهر و جلال در حرکتند. امّا مؤمن چون تابع انسان کامل میباشد، سیر و قدم خود را جای قدم انسان کامل میگذارد و به نور هدایت و مصباح معرفت او سیر میکند و تسلیم انسان کامل است و از پیش خود قدمی برنمیدارد، از این جهت او نیز بر صراط مستقیم و حشرش با انسان کامل و به تبع وصول انسان کامل و اصل میشود. (امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۳۱-۵۳۲). بنابراین مؤمن چون سیرش مستقیم و قلبش مستوی و توجهش الی الله است، از این جهت در آن عالم نیز صراطش مستقیم و قامتش مستقیم و صورت و سیرت و باطن و ظاهرش به هیئت انسانیت است. (امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۳۲). ۳- قلب مؤمن مفتوح است: از آنجا که قلب مؤمن از فطرت ساذج و صاف خارج نشده است، ازاینرو همه حقایق الهی، ایمانی و معارف حقه را قبول میکند و تناسب بین غذا و متغذی، که معارف و حقایق و مقام فطرت قلوب است، محفوظ میماند، از این جهت قلب مؤمن مفتوح است امّا قلب منافق چون کدورت و ظلمت دارد از این جهت مختوم، مسدود و مطبوع است. (امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۳۴). از دیگر ویژگیهایها مؤمن این است که قلب او از نورانیت و معنویت خاصی برخوردار است و در عطایا شاکر و در بلایا صابر است. مؤمن پیوسته میان دو صفت جمال و جلال، وظیفه عبودیت خود را انجام میدهد و قلبش، حضور حقتعالی و احاطه قیومی و عظمت و جلال او را در مییابد و از تصرفات شیطانی در امان است و وقتی آیات الهی در او تلاوت میشود ایمانش فزونی مییابد و تنها به خدا تو کل و اعتماد دارد. (امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹۱-۹۴؛ شرح چهل حدیث، ص۵۳۵ و ۵۵۳).
منابع: • ابنعربی، محییالدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا. • امامخمینی، سیدروحالله، جهاد اکبر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش. • امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش. • امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش. • امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش. • آملی، سیدحیدر، المقدمات من نص النصوص، تصحیح هانری کربن، تهران، انتشارات طوس، ۱۳۷۶ش. • آملی، سیدحیدر، جامع الااسرار و منبع الانوار، تحقیق هانری کربن، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۸ش. • حسنزاده آملی، حسن، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، تهران، انتشارات قیام، ۱۳۷۲ش. • حسینی همدانی، محمد، انوار درخشان در تفسیر قران، تهران، لطفی، ۱۳۸۰ش. • راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۲۲ق. • شهید ثانی، زینالدینبنعلی، حقایق الایمان، قم، مکتبة آیةالله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق. • شهید ثانی، زینالدینبنعلی، مسالک الافهام، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۲۳ق. • صاحبی، باقر، انوار حکمت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۴ش. • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق. • طوسی، خواجه نصیر، قواعد العقائد، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۶ق. • طوسی، محمدبنحسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق. • عبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، تهران، نشر میقات، ۱۳۶۳ش. • کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق. • مفید، محمدبنمحمد، اوائل المقالات فی المذاهب والمختارات، قم، داوری، بیتا.
نویسنده: باقر صاحبی